deathly silent
ساکت و مرگبار
deathly pale
بسیار رنگپریده
deathly cold
بسیار سرد
deathly still
بیحرکت و مرگبار
The night was deathly cold.
شب به شدت سرد بود.
the deathly pallor of her face
پژواق مرگبار روی صورتش
a deathly hush fell over the breakfast table.
سکوت مرگباری بر سر میز صبحانه حاکم شد.
an eagle carrying a snake in its deathly grasp.
یک شاهین که ماری را در چنگال مرگبارش حمل می کرد.
The deserted village was filled with a deathly silence.
دهکده متروکه با سکوت مرگباری پر شده بود.
His face turned deathly pale.
صورتش به طرز مرگباری رنگ پرید.
deathly silent
ساکت و مرگبار
deathly pale
بسیار رنگپریده
deathly cold
بسیار سرد
deathly still
بیحرکت و مرگبار
The night was deathly cold.
شب به شدت سرد بود.
the deathly pallor of her face
پژواق مرگبار روی صورتش
a deathly hush fell over the breakfast table.
سکوت مرگباری بر سر میز صبحانه حاکم شد.
an eagle carrying a snake in its deathly grasp.
یک شاهین که ماری را در چنگال مرگبارش حمل می کرد.
The deserted village was filled with a deathly silence.
دهکده متروکه با سکوت مرگباری پر شده بود.
His face turned deathly pale.
صورتش به طرز مرگباری رنگ پرید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید