| زمان گذشته | debauched |
he debauched sixteen schoolgirls.
او شانزده دختر مدرسه را فاسد کرد.
a youth debauched by drugs and drink;
جواني که توسط مواد مخدر و الکل فاسد شده است;
a scoffer, a debauched person, and, in brief, a man of Belial
یک تمسخر کننده، یک فرد فاسد و به طور خلاصه، مردی از بلعال
he debauched sixteen schoolgirls.
او شانزده دختر مدرسه را فاسد کرد.
a youth debauched by drugs and drink;
جواني که توسط مواد مخدر و الکل فاسد شده است;
a scoffer, a debauched person, and, in brief, a man of Belial
یک تمسخر کننده، یک فرد فاسد و به طور خلاصه، مردی از بلعال
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید