deceitfulness

[ایالات متحده]/dɪˈsiːtfəl.nəs/
[بریتانیا]/dɪˈsiːtfəl.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت عدم صداقت یا گمراه‌کننده بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

deceitfulness in action

فریبکاری در عمل

deceitfulness revealed

افشای فریبکاری

deceitfulness exposed

بر ملا شدن فریبکاری

deceitfulness and lies

فریبکاری و دروغگویی

deceitfulness at play

فریبکاری در حال اجرا

deceitfulness in politics

فریبکاری در سیاست

deceitfulness of words

فریبکاری کلمات

deceitfulness in relationships

فریبکاری در روابط

deceitfulness and betrayal

فریبکاری و خیانت

deceitfulness uncovered

کشف فریبکاری

جملات نمونه

his deceitfulness was evident in the way he manipulated the facts.

فریبکاری او در نحوه دستکاری او در حقایق آشکار بود.

people often fall victim to the deceitfulness of advertising.

افراد اغلب طعمه فریب تبلیغات می‌شوند.

the deceitfulness of his promises led to a loss of trust.

فریب وعده‌های او منجر به از دست دادن اعتماد شد.

she was tired of the deceitfulness in their relationship.

او از فریب در رابطه آنها خسته شده بود.

deceitfulness can destroy even the strongest friendships.

فریب می‌تواند حتی قوی‌ترین دوستی‌ها را نیز نابود کند.

his deceitfulness was masked by a charming personality.

فریبکاری او با یک شخصیت جذاب پوشیده شده بود.

the deceitfulness of the scheme was uncovered by investigators.

فریب طرح توسط محققان کشف شد.

she recognized the deceitfulness behind his sweet words.

او فریب پشت کلمات شیرین او را تشخیص داد.

deceitfulness often leads to serious consequences.

فریب اغلب منجر به عواقب جدی می‌شود.

he was known for his deceitfulness in business dealings.

او به خاطر فریب در معاملات تجاری شناخته می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید