decentralizing power
غیرمتمرکز کردن قدرت
decentralizing authority
غیرمتمرکز کردن اختیار
decentralizing control
غیرمتمرکز کردن کنترل
decentralizing governance
غیرمتمرکز کردن حکومتداری
decentralizing decision-making
غیرمتمرکز کردن تصمیمگیری
decentralizing systems
غیرمتمرکز کردن سیستمها
decentralizing resources
غیرمتمرکز کردن منابع
decentralizing networks
غیرمتمرکز کردن شبکهها
decentralizing services
غیرمتمرکز کردن خدمات
decentralizing data
غیرمتمرکز کردن دادهها
decentralizing power can lead to more democratic governance.
غیرمتمرکز کردن قدرت میتواند منجر به حکومت دموکراتیکتر شود.
many companies are decentralizing their operations to improve efficiency.
بسیاری از شرکتها در حال غیرمتمرکز کردن عملیات خود برای بهبود کارایی هستند.
decentralizing decision-making allows for greater employee involvement.
غیرمتمرکز کردن فرآیند تصمیمگیری امکان مشارکت بیشتر کارکنان را فراهم میکند.
they are decentralizing their resources to enhance local management.
آنها در حال غیرمتمرکز کردن منابع خود برای بهبود مدیریت محلی هستند.
decentralizing technology can foster innovation in various sectors.
غیرمتمرکز کردن فناوری میتواند نوآوری را در بخشهای مختلف تقویت کند.
decentralizing funding can support grassroots initiatives.
غیرمتمرکز کردن بودجه میتواند از طرحهای ابتکاری مردمی حمایت کند.
decentralizing education might improve access for remote communities.
غیرمتمرکز کردن آموزش ممکن است دسترسی برای جوامع دورافتاده را بهبود بخشد.
they are focused on decentralizing their supply chain for better resilience.
آنها بر غیرمتمرکز کردن زنجیره تأمین خود برای افزایش تابآوری تمرکز دارند.
decentralizing data management can enhance security and privacy.
غیرمتمرکز کردن مدیریت دادهها میتواند امنیت و حریم خصوصی را افزایش دهد.
decentralizing governance structures can empower local communities.
غیرمتمرکز کردن ساختارهای حکمرانی میتواند قدرت جوامع محلی را افزایش دهد.
decentralizing power
غیرمتمرکز کردن قدرت
decentralizing authority
غیرمتمرکز کردن اختیار
decentralizing control
غیرمتمرکز کردن کنترل
decentralizing governance
غیرمتمرکز کردن حکومتداری
decentralizing decision-making
غیرمتمرکز کردن تصمیمگیری
decentralizing systems
غیرمتمرکز کردن سیستمها
decentralizing resources
غیرمتمرکز کردن منابع
decentralizing networks
غیرمتمرکز کردن شبکهها
decentralizing services
غیرمتمرکز کردن خدمات
decentralizing data
غیرمتمرکز کردن دادهها
decentralizing power can lead to more democratic governance.
غیرمتمرکز کردن قدرت میتواند منجر به حکومت دموکراتیکتر شود.
many companies are decentralizing their operations to improve efficiency.
بسیاری از شرکتها در حال غیرمتمرکز کردن عملیات خود برای بهبود کارایی هستند.
decentralizing decision-making allows for greater employee involvement.
غیرمتمرکز کردن فرآیند تصمیمگیری امکان مشارکت بیشتر کارکنان را فراهم میکند.
they are decentralizing their resources to enhance local management.
آنها در حال غیرمتمرکز کردن منابع خود برای بهبود مدیریت محلی هستند.
decentralizing technology can foster innovation in various sectors.
غیرمتمرکز کردن فناوری میتواند نوآوری را در بخشهای مختلف تقویت کند.
decentralizing funding can support grassroots initiatives.
غیرمتمرکز کردن بودجه میتواند از طرحهای ابتکاری مردمی حمایت کند.
decentralizing education might improve access for remote communities.
غیرمتمرکز کردن آموزش ممکن است دسترسی برای جوامع دورافتاده را بهبود بخشد.
they are focused on decentralizing their supply chain for better resilience.
آنها بر غیرمتمرکز کردن زنجیره تأمین خود برای افزایش تابآوری تمرکز دارند.
decentralizing data management can enhance security and privacy.
غیرمتمرکز کردن مدیریت دادهها میتواند امنیت و حریم خصوصی را افزایش دهد.
decentralizing governance structures can empower local communities.
غیرمتمرکز کردن ساختارهای حکمرانی میتواند قدرت جوامع محلی را افزایش دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید