deciduate

[ایالات متحده]/dɪˈsɪdʒʊət/
[بریتانیا]/dɪˈsɪdʒuˌeɪt/

ترجمه

adj. دارای دکیدوا; ریزش یا افتادن

عبارات و ترکیب‌ها

deciduate tissue

بافت جداشونده

deciduate species

گونه‌های جداشونده

deciduate leaves

برگ‌های جداشونده

deciduate plants

گیاهان جداشونده

deciduate membranes

غشاهای جداشونده

deciduate structures

ساختارهای جداشونده

deciduate fruits

میوه‌های جداشونده

deciduate organs

اندام‌های جداشونده

deciduate phases

فازهای جداشونده

deciduate characteristics

ویژگی‌های جداشونده

جملات نمونه

deciduate plants shed their leaves in the autumn.

گیاهان ریزومغزدار در پاییز برگ‌های خود را می‌ریزند.

many deciduate trees are found in temperate climates.

بسیاری از درختان ریزومغزدار در مناطق معتدل یافت می‌شوند.

the deciduate nature of the species allows for seasonal changes.

طبیعت ریزومغزدار گونه‌ها امکان تغییرات فصلی را فراهم می‌کند.

deciduate plants often require less water in the winter.

گیاهان ریزومغزدار اغلب در زمستان به آب کمتری نیاز دارند.

understanding the deciduate cycle is important for gardeners.

درک چرخه ریزومغزدار برای باغبانان مهم است.

deciduate shrubs can provide shelter for wildlife.

شاخه‌های ریزومغزدار می‌توانند پناهگاهی برای حیات وحش فراهم کنند.

the deciduate pattern of the forest changes with the seasons.

الگوی ریزومغزدار جنگل با فصل‌ها تغییر می‌کند.

deciduate foliage creates a beautiful landscape in fall.

برگ‌های ریزومغزدار در پاییز یک منظره زیبا ایجاد می‌کنند.

some deciduate species are more resilient to drought.

برخی از گونه‌های ریزومغزدار بیشتر در برابر خشکی مقاوم هستند.

deciduate trees play a crucial role in the ecosystem.

درختان ریزومغزدار نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید