deconcentrator

[ایالات متحده]/[ˌdiːˈkɒnstrɪˌteɪtə(r)]/
[بریتانیا]/[ˌdiːˈkɒnstrɪˌteɪtər]/

ترجمه

n. یک دستگاه یا فرآیند که غلظت یک ماده را کاهش می‌دهد؛ یک فرد که تمرکز یا متمرکز بودن را دارد؛ یک دستگاه که برای رقیق کردن یک گاز یا مایع استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

deconcentrator system

سیستم دی کنتراسیون

installing a deconcentrator

نصب یک دی کنتراسیون

deconcentrator unit

واحد دی کنتراسیون

deconcentrator operation

عملیات دی کنتراسیون

deconcentrator maintenance

نگهداری دی کنتراسیون

new deconcentrator

دی کنتراسیون جدید

deconcentrator failure

نیروی دی کنتراسیون

deconcentrator design

طراحی دی کنتراسیون

deconcentrator performance

کارایی دی کنتراسیون

deconcentrator process

فرآیند دی کنتراسیون

جملات نمونه

the deconcentrator efficiently removed excess heat from the processor.

دکونتراتور به طور کارآمدی گرمای اضافی را از پردازنده برداشت.

we need to replace the faulty deconcentrator with a new one.

ما نیاز داریم که دکونتراتور معیوب را با یکی جدید جایگزین کنیم.

the deconcentrator's performance significantly improved system stability.

عملکرد دکونتراتور به طور قابل توجهی پایداری سیستم را بهبود بخشید.

regular maintenance of the deconcentrator is crucial for optimal operation.

نگهداری منظم دکونتراتور برای عملکرد بهینه ضروری است.

the new deconcentrator model offers improved cooling capabilities.

مدل جدید دکونتراتور توانایی خنک‌سازی بهتری ارائه می‌دهد.

careful installation of the deconcentrator is essential for proper function.

نصب دقت‌آمیز دکونتراتور برای عملکرد مناسب ضروری است.

the deconcentrator's fan speed can be adjusted to optimize performance.

سرعت مروارید دکونتراتور می‌تواند تنظیم شود تا عملکرد را بهینه کند.

we are evaluating different deconcentrator options for our new server.

ما گزینه‌های مختلف دکونتراتور را برای سرور جدید ما ارزیابی می‌کنیم.

the deconcentrator's cooling system prevents overheating during peak loads.

سیستم خنک‌سازی دکونتراتور گرم شدن بیش از حد را در بارهای اوج جلوگیری می‌کند.

the technician diagnosed a problem with the deconcentrator's fan.

تکنسیان یک مشکل در مروارید دکونتراتور تشخیص داد.

integrating the deconcentrator into the system was a straightforward process.

این‌گردن دکونتراتور به سیستم انجام یک فرآیند ساده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید