decondensed

[ایالات متحده]/diːkənˈdɛnst/
[بریتانیا]/diːkənˈdɛnst/

ترجمه

v. باعث کاهش فشردگی یا غلظت شدن شدن؛ فرایند غلظت را معکوس کردن
adj. در حالتی که فشردگی کمتر است؛ که از فرایند غلظت معکوس شده است

عبارات و ترکیب‌ها

decondensed chromatin

کروماتین دیکندرس

decondensed dna

دی‌ان‌ای دیکندرس

has decondensed

دیکندرس شده است

decondensed state

حالت دیکندرس

completely decondensed

کاملاً دیکندرس

became decondensed

دیکندرس شد

partially decondensed

به طور جزئی دیکندرس

being decondensed

در حال دیکندرس شدن

more decondensed

بیشتر دیکندرس

جملات نمونه

the decondensed version of the report provided more detailed insights into market trends.

نسخه‌ی فشرده‌شده‌ی گزارش اطلاعات جزئی‌تری درباره‌ی روندهای بازار ارائه داد.

scientists have developed a method to decondensed complex protein structures for better analysis.

دانشمندان روشی را برای فشرده‌سازی ساختارهای پروتئین پیچیده برای تحلیل بهتر توسعه داده‌اند.

the teacher gave a decondensed explanation of the mathematical concept for the struggling students.

معلم یک توضیح فشرده‌شده‌ی مفهوم ریاضی برای دانش‌آموزانی که با آن دشواری داشتند ارائه داد.

the decondensed data revealed several hidden patterns that were previously overlooked.

داده‌های فشرده‌شده‌ی الگوهایی پنهان را نشان داد که قبلاً چشم‌پوشی شده بودند.

we need to decondensed the information before presenting it to the board of directors.

ما باید اطلاعات را قبل از ارائه‌ی آن به هیئت مدیره فشرده‌سازی کنیم.

the decondensed format of the presentation made it easier for the audience to follow.

فرمت فشرده‌شده‌ی ارائه‌ی این کار را برای مخاطبان ساده‌تر کرد.

after decondensed, the legal document became significantly longer but much clearer.

پس از فشرده‌سازی، این مدرک قانونی به طور قابل توجهی طولانی‌تر شد اما بسیار واضح‌تر.

the decondensed structure of the organization allowed for more efficient internal communication.

ساختار فشرده‌شده‌ی سازمان برای ارتباطات داخلی مؤثرتر شد.

researchers prefer working with decondensed samples to ensure accuracy in their experiments.

پژوهشگران بیشتر می‌خواهند با نمونه‌های فشرده‌شده کار کنند تا دقت آزمایش‌هایشان تضمین شود.

the decondensed summary still captured all essential points despite being shorter than the original.

این خلاصه‌ی فشرده‌شده هنوز تمام نکات اساسی را به دست آورد، در حالی که کوتاه‌تر از متن اصلی بود.

editors decondensed the lengthy manuscript to make it accessible to general readers.

ویراستاران متن طولانی را فشرده‌سازی کردند تا برای خوانندگان عادی قابل دسترس باشد.

the decondensed instructions helped beginners understand the complex software quickly.

دستورالعمل‌های فشرده‌شده به شروع‌کنندگان کمک کرد تا نرم‌افزار پیچیده را به سرعت درک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید