decongests

[ایالات متحده]/[dɪˈkɒn.dʒest]/
[بریتانیا]/[dɪˈkɒn.gest]/

ترجمه

v. برای کاهش ازدحام، به ویژه در سیستم تنفسی؛ برای کاهش تجمع مایعات در بدن؛ برای پاک کردن یا کاهش یک ازدحام ترافیک.

عبارات و ترکیب‌ها

decongests sinuses

تقویت دودکان

decongests quickly

تقویت سریع دودکان

decongests the nose

تقویت بینی

decongests effectively

تقویت مؤثر دودکان

decongests gently

تقویت لطیف دودکان

جملات نمونه

the nasal spray effectively decongests my sinuses.

سرمایه‌گذاری با اسپری بینی به طور مؤثر مجاری بینی من را باز می‌کند.

steam inhalation helps to decongest a blocked nose.

تنفس بخار به تخلیص بینی مسدود کمک می‌کند.

this medication quickly decongests the airways.

این دارو به سرعت مجاری تنفسی را تخلیص می‌کند.

a warm shower can sometimes decongest your chest.

یک دوش گرم گاهی اوقات به تخلیص سینه کمک می‌کند.

the eucalyptus oil decongests the respiratory system.

روغن ایوان میوه سیستم تنفسی را تخلیص می‌کند.

drinking plenty of fluids helps decongest the body.

نوشیدن مقدار زیادی مایع به تخلیص بدن کمک می‌کند.

the humidifier decongests the air in the room.

رطوبت‌کننده هوا در اتاق را تخلیص می‌کند.

i use a neti pot to decongest my nasal passages.

من از یک ظرف نتی برای تخلیص مجاری بینی من استفاده می‌کنم.

the menthol balm decongests the throat and chest.

ماسک اسکریبل از مجاری گلو و سینه را تخلیص می‌کند.

regular exercise can help decongest the lungs.

ورزش منظم می‌تواند به تخلیص ریه‌ها کمک کند.

the cool mist gently decongests the nasal cavity.

پاشیدن میعان سرد به مجاری بینی را به آرامی تخلیص می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید