thins

[ایالات متحده]/θɪnz/
[بریتانیا]/θɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (به) نازک کردن یا کمتر متراکم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

thin air

هواى رقیق

thin line

خط نازک

thin slice

برش نازک

thin skin

پوست نازک

thin film

فیلم نازک

thin ice

یخ نازک

thin waist

کمر باریک

thin voice

صدای نازک

thin book

کتاب نازک

thin material

جنس نازک

جملات نمونه

as the weather gets colder, my clothes get thinner.

همانطور که هوا سردتر می شود، لباس های من نازک تر می شوند.

he thins the paint with water before using it.

او قبل از استفاده، رنگ را با آب رقیق می کند.

she thins out the crowd by calling for volunteers.

او با درخواست از داوطلبان، جمعیت را رقیق می کند.

the chef thins the sauce to improve its consistency.

سرآشپز سس را رقیق می کند تا غلظت آن را بهبود بخشد.

the doctor advised him to thin his blood.

پزشک به او توصیه کرد که خونش را رقیق کند.

he thins his hair out with scissors for a better style.

او برای داشتن ظاهری بهتر، موهایش را با قیچی نازک می کند.

the artist thins the lines to create a delicate effect.

هنرمند خطوط را نازک می کند تا جلوه ای ظریف ایجاد کند.

she thins the mixture before pouring it into the mold.

او مخلوط را قبل از ریختن در قالب رقیق می کند.

the company thins its workforce to cut costs.

شرکت برای کاهش هزینه ها، نیروی کار خود را کاهش می دهد.

he prefers to thin his coffee with milk.

او ترجیح می دهد قهوه خود را با شیر رقیق کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید