dissidents

[ایالات متحده]/ˈdɪsɪdənts/
[بریتانیا]/ˈdɪsɪdənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که مخالف هستند یا نظرات متفاوتی دارند، به ویژه در سیاست

عبارات و ترکیب‌ها

political dissidents

خروجی‌های سیاسی

dissidents abroad

خروجی‌های خارج از کشور

arrested dissidents

خروجی‌های دستگیر شده

dissidents' rights

حقوق خروجی‌ها

dissidents' voices

صدای خروجی‌ها

supporting dissidents

حمایت از خروجی‌ها

dissidents' movement

جنبش خروجی‌ها

dissidents' demands

مطالبات خروجی‌ها

dissidents' protests

اعتراضات خروجی‌ها

dissidents' struggles

مبارزات خروجی‌ها

جملات نمونه

the government often suppresses dissidents to maintain control.

اغراق، دولت اغلب مخالفان را سرکوب می‌کند تا کنترل را حفظ کند.

dissidents often face harsh penalties in authoritarian regimes.

معترضان اغلب با مجازات‌های سنگین در رژیم‌های اقتدارگرا روبرو می‌شوند.

many dissidents seek asylum in foreign countries.

بسیاری از معترضان به دنبال پناهندگی در کشورهای خارجی هستند.

the voices of dissidents are crucial for democracy.

صدای معترضان برای دموکراسی بسیار مهم است.

dissidents have organized protests against government policies.

معترضان اعتراضات علیه سیاست‌های دولت سازماندهی کرده‌اند.

some dissidents use social media to spread their message.

برخی از معترضان از رسانه‌های اجتماعی برای انتشار پیام خود استفاده می‌کنند.

international organizations often advocate for the rights of dissidents.

سازمان‌های بین‌المللی اغلب از حقوق معترضان حمایت می‌کنند.

dissidents are often portrayed as threats by the state.

معترضان اغلب توسط دولت به عنوان تهدید معرفی می‌شوند.

support for dissidents can lead to political change.

حمایت از معترضان می‌تواند منجر به تغییرات سیاسی شود.

some dissidents have been imprisoned for their beliefs.

برخی از معترضان به دلیل باورهایشان زندانی شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید