defrauded

[ایالات متحده]/dɪˈfrɔːdɪd/
[بریتانیا]/dɪˈfrɔːdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و ماضی نقلی defraud

عبارات و ترکیب‌ها

defrauded clients

مشتریان فریب خورده

defrauded investors

سرمایه گذاران فریب خورده

defrauded funds

صندوق های کلاهبرداری

defrauded victims

قربانیان فریب خورده

defrauded parties

طرفین فریب خورده

defrauded businesses

کسب و کارهای فریب خورده

defrauded consumers

مصرف کنندگان فریب خورده

defrauded individuals

افراد فریب خورده

defrauded taxpayers

مالیات دهندگان فریب خورده

defrauded charities

خیریه های فریب خورده

جملات نمونه

he was defrauded out of his life savings.

او به دلیل کلاهبرداری از پس‌انداز زندگی‌اش کلاهبرداری شد.

the company defrauded its investors.

شرکت سرمایه‌گذاران خود را کلاهبرداری کرد.

she felt defrauded by the misleading advertisement.

او احساس کرد که به دلیل تبلیغ گمراه کننده کلاهبرداری شده است.

they were defrauded during the online transaction.

آنها در طول تراکنش آنلاین کلاهبرداری شدند.

the scam artist defrauded many unsuspecting victims.

کلاهبردار قربانیان بی‌احتیاط زیادی را کلاهبرداری کرد.

he reported the defrauded money to the police.

او پول کلاهبرداری شده را به پلیس گزارش کرد.

she was defrauded of her identity by hackers.

هکرها هویت او را کلاهبرداری کردند.

the elderly man was defrauded by a fake charity.

مرد مسن توسط یک خیریه تقلبی کلاهبرداری شد.

investors were defrauded in a ponzi scheme.

سرمایه گذاران در یک طرح پونزی کلاهبرداری شدند.

she was defrauded into giving away her personal information.

او فریب خورد و اطلاعات شخصی خود را فاش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید