swindled money
پول کلاهبرداری
swindled customers
مشتریان کلاهبرداری شده
swindled funds
بودجه کلاهبرداری
swindled investors
سرمایه گذاران کلاهبرداری شده
swindled out
بیرون کلاهبرداری شده
swindled again
باز هم کلاهبرداری شده
swindled trust
اعتماد کلاهبرداری شده
swindled savings
پس انداز کلاهبرداری شده
swindled property
املاک کلاهبرداری شده
swindled assets
دارایی های کلاهبرداری شده
he swindled her out of her savings.
او متقلبانه او را از پس اندازش جدا کرد.
the con artist swindled many people.
هنرمند فریبکار افراد زیادی را فریباند.
she felt ashamed after being swindled.
او بعد از فریب خوردن احساس شرمندگی کرد.
they swindled the investors with false promises.
آنها با وعدههای دروغین سرمایهگذاران را فریباندند.
he was swindled by a fake charity.
او توسط یک خیریه تقلبی فریب خورد.
the scammer swindled her into giving him money.
کلاهبردار او را فریباند تا به او پول بدهد.
after being swindled, he reported it to the police.
بعد از فریب خوردن، او آن را به پلیس گزارش کرد.
they were swindled during their vacation.
آنها در طول تعطیلات خود فریب خوردند.
she learned a lesson after being swindled.
او بعد از فریب خوردن یک درس گرفت.
he swindled money from unsuspecting victims.
او پول را از قربانیان ناآگاه به دست آورد.
swindled money
پول کلاهبرداری
swindled customers
مشتریان کلاهبرداری شده
swindled funds
بودجه کلاهبرداری
swindled investors
سرمایه گذاران کلاهبرداری شده
swindled out
بیرون کلاهبرداری شده
swindled again
باز هم کلاهبرداری شده
swindled trust
اعتماد کلاهبرداری شده
swindled savings
پس انداز کلاهبرداری شده
swindled property
املاک کلاهبرداری شده
swindled assets
دارایی های کلاهبرداری شده
he swindled her out of her savings.
او متقلبانه او را از پس اندازش جدا کرد.
the con artist swindled many people.
هنرمند فریبکار افراد زیادی را فریباند.
she felt ashamed after being swindled.
او بعد از فریب خوردن احساس شرمندگی کرد.
they swindled the investors with false promises.
آنها با وعدههای دروغین سرمایهگذاران را فریباندند.
he was swindled by a fake charity.
او توسط یک خیریه تقلبی فریب خورد.
the scammer swindled her into giving him money.
کلاهبردار او را فریباند تا به او پول بدهد.
after being swindled, he reported it to the police.
بعد از فریب خوردن، او آن را به پلیس گزارش کرد.
they were swindled during their vacation.
آنها در طول تعطیلات خود فریب خوردند.
she learned a lesson after being swindled.
او بعد از فریب خوردن یک درس گرفت.
he swindled money from unsuspecting victims.
او پول را از قربانیان ناآگاه به دست آورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید