swindled

[ایالات متحده]/ˈswɪndəld/
[بریتانیا]/ˈswɪndləd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را از پول فریب دادن یا کلاهبرداری کردن؛ فریب خورده یا کلاهبرداری شده بودن

عبارات و ترکیب‌ها

swindled money

پول کلاهبرداری

swindled customers

مشتریان کلاهبرداری شده

swindled funds

بودجه کلاهبرداری

swindled investors

سرمایه گذاران کلاهبرداری شده

swindled out

بیرون کلاهبرداری شده

swindled again

باز هم کلاهبرداری شده

swindled trust

اعتماد کلاهبرداری شده

swindled savings

پس انداز کلاهبرداری شده

swindled property

املاک کلاهبرداری شده

swindled assets

دارایی های کلاهبرداری شده

جملات نمونه

he swindled her out of her savings.

او متقلبانه او را از پس اندازش جدا کرد.

the con artist swindled many people.

هنرمند فریبکار افراد زیادی را فریباند.

she felt ashamed after being swindled.

او بعد از فریب خوردن احساس شرمندگی کرد.

they swindled the investors with false promises.

آنها با وعده‌های دروغین سرمایه‌گذاران را فریباندند.

he was swindled by a fake charity.

او توسط یک خیریه تقلبی فریب خورد.

the scammer swindled her into giving him money.

کلاهبردار او را فریباند تا به او پول بدهد.

after being swindled, he reported it to the police.

بعد از فریب خوردن، او آن را به پلیس گزارش کرد.

they were swindled during their vacation.

آنها در طول تعطیلات خود فریب خوردند.

she learned a lesson after being swindled.

او بعد از فریب خوردن یک درس گرفت.

he swindled money from unsuspecting victims.

او پول را از قربانیان ناآگاه به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید