deliberated

[ایالات متحده]/[dɪˈlɪbərɪt]/
[بریتانیا]/[dɪˈlɪbərɪt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای بحث (در مورد یک موضوع) با دقت و کامل؛ برای بررسی اینکه آیا باید کاری انجام داد؛ برای فکر کردن یا در نظر گرفتن چیزی با دقت.

عبارات و ترکیب‌ها

deliberated long

به دقت بررسی کرد

deliberately chosen

انتخاب آگاهانه

deliberated carefully

با دقت بررسی کرد

deliberately vague

به طور عمدی مبهم

deliberated outcome

نتیجه بررسی

deliberately slow

به طور عمدی کند

deliberately misleading

به طور عمدی گمراه کننده

deliberated decision

تصمیم حاصل از بررسی

جملات نمونه

the committee deliberated for hours before reaching a decision.

کمیته ساعت‌ها بحث کرد تا به یک تصمیم برسد.

the jury deliberated the evidence carefully.

هیئت منصفه با دقت مدارک را بررسی کرد.

the board of directors deliberated the merger proposal.

هیئت مدیره پیشنهاد ادغام را مورد بحث قرار داد.

the students deliberated on the best course of action.

دانشجویان در مورد بهترین اقدام بحث کردند.

the government deliberated the new economic policy.

دولت سیاست اقتصادی جدید را مورد بحث قرار داد.

the team deliberated the strategy for the upcoming game.

تیم استراتژی برای بازی آینده را مورد بحث قرار داد.

the philosophers deliberated the meaning of life.

فیلسوفان معنای زندگی را مورد بحث قرار دادند.

the scientists deliberated the research findings.

دانشمندان یافته‌های تحقیقاتی را مورد بحث قرار دادند.

the lawyers deliberated the case details.

وکلای پرونده جزئیات را مورد بحث قرار دادند.

the town council deliberated the budget cuts.

شورای شهر کاهش بودجه را مورد بحث قرار داد.

the group deliberated the pros and cons of the project.

گروه مزایا و معایب پروژه را مورد بحث قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید