deliveries

[ایالات متحده]/[dɪˈlɪv(ə)riz]/
[بریتانیا]/[dɪˈlɪv(ə)riz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تحویل کالا؛ محموله‌ها؛ کالاهای تحویل داده شده؛ عمل ارائه سخنرانی یا ارائه مطلب.
v. رساندن کالا به یک مکان مشخص؛ ارائه سخنرانی یا ارائه مطلب.

عبارات و ترکیب‌ها

daily deliveries

تحویل روزانه

weekend deliveries

تحویل آخر هفته

fast deliveries

تحویل سریع

making deliveries

انجام تحویل

missed deliveries

تحویل از دست رفته

scheduled deliveries

تحویل زمان‌بندی شده

delivery delays

تاخیر در تحویل

delivery service

خدمات تحویل

track deliveries

ردیابی تحویل

home deliveries

تحویل درب منزل

جملات نمونه

we need to track all deliveries closely.

ما باید تمام تحویل‌ها را به دقت پیگیری کنیم.

the company handles thousands of deliveries daily.

شرکت روزانه هزاران محموله را انجام می‌دهد.

there were delays in the deliveries due to the storm.

به دلیل طوفان، تاخیر در تحویل‌ها وجود داشت.

our goal is to ensure timely deliveries to customers.

هدف ما اطمینان از تحویل به موقع به مشتریان است.

the driver made several deliveries before lunchtime.

راننده قبل از ساعت ناهار چندین محموله انجام داد.

we're experiencing a high volume of deliveries this week.

ما این هفته حجم بالایی از تحویل را تجربه می‌کنیم.

the system allows for real-time tracking of deliveries.

این سیستم امکان ردیابی بلادرنگ تحویل‌ها را فراهم می‌کند.

we offer free deliveries on orders over $50.

ما تحویل رایگان برای سفارشات بالای 50 دلار ارائه می‌دهیم.

the warehouse is responsible for managing deliveries.

انبار مسئولیت مدیریت تحویل‌ها را بر عهده دارد.

we're optimizing our routes to improve deliveries.

ما در حال بهینه‌سازی مسیرهای خود برای بهبود تحویل هستیم.

confirm the address before making the deliveries.

قبل از انجام تحویل، آدرس را تأیید کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید