distributions

[ایالات متحده]/dɪstrɪˈbjuːʃənz/
[بریتانیا]/dɪstrɪˈbjuːʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل توزیع چیزها؛ روشی که در آن چیزی بین یک گروه تقسیم می‌شود یا در یک ناحیه پخش می‌شود؛ عمل دادن یا تحویل چیزی؛ اقلامی که توزیع می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

data distributions

توزیع داده

probability distributions

توزیع احتمال

normal distributions

توزیع نرمال

statistical distributions

توزیع‌های آماری

uniform distributions

توزیع یکنواخت

discrete distributions

توزیع گسسته

continuous distributions

توزیع پیوسته

empirical distributions

توزیع تجربی

cumulative distributions

توزیع تجمعی

joint distributions

توزیع مشترک

جملات نمونه

the distributions of wealth are often unequal.

توزیع ثروت اغلب نابرابر است.

we analyzed the distributions of test scores.

ما توزیع نمرات آزمون را تجزیه و تحلیل کردیم.

different countries have varying distributions of natural resources.

کشورهای مختلف دارای توزیع متغیر منابع طبیعی هستند.

the distributions of the population can affect local economies.

توزیع جمعیت می‌تواند بر اقتصاد محلی تأثیر بگذارد.

statistical methods help us understand distributions better.

روش‌های آماری به ما کمک می‌کنند تا توزیع‌ها را بهتر درک کنیم.

we need to study the distributions of species in this area.

ما باید توزیع گونه‌ها در این منطقه را مطالعه کنیم.

the distributions of data points indicate a trend.

توزیع نقاط داده نشان دهنده یک روند است.

income distributions can reveal social inequalities.

توزیع درآمد می‌تواند نابرابری‌های اجتماعی را نشان دهد.

understanding the distributions of risks is crucial for investment.

درک توزیع ریسک‌ها برای سرمایه‌گذاری بسیار مهم است.

we examined the distributions of voting patterns in the election.

ما توزیع الگوهای رای‌گیری در انتخابات را بررسی کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید