demeanings

[ایالات متحده]/dɪˈmiːnɪŋz/
[بریتانیا]/dɪˈmiːnɪŋz/

ترجمه

n. اقداماتی یا نگرش‌هایی که کرامت یک فرد را کاهش می‌دهند یا پایین می‌آورند

عبارات و ترکیب‌ها

hidden demeanings

اظهارات پنهان

subtle demeanings

اظهارات ظریف

cultural demeanings

اظهارات فرهنگی

negative demeanings

اظهارات منفی

social demeanings

اظهارات اجتماعی

personal demeanings

اظهارات شخصی

emotional demeanings

اظهارات احساسی

complex demeanings

اظهارات پیچیده

implicit demeanings

اظهارات ضمنی

varied demeanings

اظهارات متنوع

جملات نمونه

his constant criticism was a source of demeanings for her.

نقد مداوم او منبع تحقیرها برای او بود.

she refused to tolerate any demeanings in the workplace.

او حاضر نبود هیچ گونه تحقیر را در محل کار تحمل کند.

they faced demeanings from their peers due to their choices.

آنها به دلیل انتخاب هایشان با تحقیر از سوی همسالان خود روبرو شدند.

his remarks were filled with demeanings that hurt her feelings.

اظهارات او مملو از تحقیراتی بود که باعث رنجش او شد.

it is unacceptable to engage in demeanings of others.

شرط است که در تحقیر دیگران شرکت نکند.

she spoke out against the demeanings that marginalized the group.

او با صدای بلند علیه تحقیراتی که گروه را به حاشیه می بردند، صحبت کرد.

his demeanor was often filled with demeanings towards newcomers.

رفتار او اغلب با تحقیر نسبت به افراد جدید پر بود.

they tried to rise above the demeanings they encountered.

آنها سعی کردند بر تحقیراتی که با آن روبرو بودند غلبه کنند.

such demeanings can have a lasting impact on self-esteem.

چنین تحقیراتی می تواند تأثیر ماندگاری بر عزت نفس داشته باشد.

she documented the demeanings she faced for future reference.

او تحقیراتی که با آنها روبرو شد را برای مراجعت آینده مستند کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید