demythologized beliefs
باورهای منتقض اسطوره
demythologized stories
داستانهای منتقض اسطوره
demythologized concepts
مفاهیم منتقض اسطوره
demythologized narratives
روایتهای منتقض اسطوره
demythologized figures
چهرههای منتقض اسطوره
demythologized history
تاریخ منتقض اسطوره
demythologized myths
اسطورههای منتقض اسطوره
demythologized traditions
آد و رسوم منتقض اسطوره
demythologized ideas
ایدههای منتقض اسطوره
demythologized symbols
نمادهای منتقض اسطوره
the scholar demythologized the ancient texts to reveal their true meaning.
دانشمند متون باستانی را به منظور آشکار کردن معنای واقعی آنها، از باورهای نادرست رها کرد.
the film demythologized the legend, presenting a more realistic portrayal.
فیلم افسانه را از باورهای نادرست رها کرد و تصویری واقعگرایانهتر ارائه داد.
he demythologized the concept of success, showing it’s not just about wealth.
او مفهوم موفقیت را از باورهای نادرست رها کرد و نشان داد که فقط در مورد ثروت نیست.
in her book, she demythologized the role of women in history.
در کتابش، او نقش زنان در تاریخ را از باورهای نادرست رها کرد.
the professor demythologized the religious beliefs that shaped the culture.
پروفسور باورهای مذهبی که فرهنگ را شکل داده بودند، از باورهای نادرست رها کرد.
demythologized interpretations can lead to a deeper understanding of the narrative.
تفسیرهای از باورهای نادرست رها شده میتوانند منجر به درک عمیقتری از روایت شوند.
they aimed to demythologize the myths surrounding ancient civilizations.
آنها قصد داشتند باورهای نادرست پیرامون تمدنهای باستانی را رها کنند.
demythologized views of technology help us see its limitations.
دیدگاههای از باورهای نادرست رها شده در مورد فناوری به ما کمک میکند تا محدودیتهای آن را ببینیم.
demythologized beliefs
باورهای منتقض اسطوره
demythologized stories
داستانهای منتقض اسطوره
demythologized concepts
مفاهیم منتقض اسطوره
demythologized narratives
روایتهای منتقض اسطوره
demythologized figures
چهرههای منتقض اسطوره
demythologized history
تاریخ منتقض اسطوره
demythologized myths
اسطورههای منتقض اسطوره
demythologized traditions
آد و رسوم منتقض اسطوره
demythologized ideas
ایدههای منتقض اسطوره
demythologized symbols
نمادهای منتقض اسطوره
the scholar demythologized the ancient texts to reveal their true meaning.
دانشمند متون باستانی را به منظور آشکار کردن معنای واقعی آنها، از باورهای نادرست رها کرد.
the film demythologized the legend, presenting a more realistic portrayal.
فیلم افسانه را از باورهای نادرست رها کرد و تصویری واقعگرایانهتر ارائه داد.
he demythologized the concept of success, showing it’s not just about wealth.
او مفهوم موفقیت را از باورهای نادرست رها کرد و نشان داد که فقط در مورد ثروت نیست.
in her book, she demythologized the role of women in history.
در کتابش، او نقش زنان در تاریخ را از باورهای نادرست رها کرد.
the professor demythologized the religious beliefs that shaped the culture.
پروفسور باورهای مذهبی که فرهنگ را شکل داده بودند، از باورهای نادرست رها کرد.
demythologized interpretations can lead to a deeper understanding of the narrative.
تفسیرهای از باورهای نادرست رها شده میتوانند منجر به درک عمیقتری از روایت شوند.
they aimed to demythologize the myths surrounding ancient civilizations.
آنها قصد داشتند باورهای نادرست پیرامون تمدنهای باستانی را رها کنند.
demythologized views of technology help us see its limitations.
دیدگاههای از باورهای نادرست رها شده در مورد فناوری به ما کمک میکند تا محدودیتهای آن را ببینیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید