glorified

[ایالات متحده]/'ɡlɔrɪfaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با احترام یا تحسین ویژه داده شده، به وضعیت بالاتری ارتقا یافته
Word Forms
قسمت سوم فعلglorified
زمان گذشتهglorified

جملات نمونه

Sunset glorified the valley.

غروب خورشید، دره را جلال بخشید.

It's not a house but a glorified hut.

این یک خانه نیست، بلکه یک کلبه جلال‌دار است.

The author glorified the life of the peasants.

نویسنده زندگی دهقانان را جلال بخشید.

all Peter will be is a sort of glorified secretary.

پیتر در نهایت فقط یک منشی جلال‌دار خواهد بود.

the transformed and glorified Jesus.

عیسی که دگرگون و جلال یافته است.

God can be glorified through a life of scholarship.

می‌توان از طریق زندگی علمی از خدا تجلیل کرد.

Your descriptions have glorified an average house into a mansion.

توصیفات شما یک خانه معمولی را به یک عمارت جلال بخشیده‌اند.

نمونه‌های واقعی

Most of the time, it's just glorified virus scanning.

بیشتر اوقات، فقط یک اسکن ویروس اغراق‌آمیز است.

منبع: Person of Interest Season 5

Because you live in a glorified campground.

چون شما در یک اردوگاه تفریحی اغراق‌آمیز زندگی می‌کنید.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

This place is a glorified holding pen.

این مکان یک انبار حیوانات اغراق‌آمیز است.

منبع: Diary of a Wimpy Kid: The Original Movie

You maybe asking yourself, what's so great about this glorified list?

شاید از خودتان بپرسید، چه خوبی در این لیست اغراق‌آمیز وجود دارد؟

منبع: CNN 10 Student English February 2018 Collection

He said the bull is " glorified" during the fight although it is killed.

او گفت که گاو در طول مبارزه

منبع: VOA Special English: World

It was 2007, those glorified slippers were a veritable pox on your streets.

سال 2007 بود، آن دمپای اغراق‌آمیز یک آفت واقعی برای خیابان‌های شما بود.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

They promoted serenity and glorified the best qualities of the state and of good leadership.

آنها آرامش را ترویج کردند و بهترین ویژگی‌های کشور و رهبری خوب را بزرگ کردند.

منبع: History

I can't believe you used to lock me up in this glorified chicken coop.

باورم نمی‌شود که شما من را در این کلبه مرغ اغراق‌آمیز قفل می‌کردید.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

During his walk home his most intelligible sensation was that his scheme had somehow become glorified.

در طول راه بازگشت به خانه، قابل‌فهم‌ترین حس او این بود که طرحش به نحوی به یک چیز بزرگ تبدیل شده است.

منبع: Returning Home

He preferred propaganda that glorified the present and his regime too dreamy glimpses of future utopia.

او تبلیغاتی را ترجیح می‌داد که زمان حال و رژیم او را بزرگ کند و نگاهی رویایی به آینده‌ی مطلوب بیندیشد.

منبع: Crash Course in Drama

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید