denoted

[ایالات متحده]/dɪˈnəʊtɪd/
[بریتانیا]/dɪˈnoʊtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی denote

عبارات و ترکیب‌ها

denoted by

معرف با

denoted as

معرف به عنوان

denoted in

معرف در

denoted through

معرف از طریق

denoted with

معرف با

denoted here

معرف اینجا

denoted above

معرف بالاتر

denoted below

معرف پایین تر

denoted otherwise

معرف در غیر این صورت

denoted explicitly

معرف به طور صریح

جملات نمونه

the symbol on the map denoted the location of the treasure.

نماد روی نقشه محل قرارگیری گنجینه را نشان می‌داد.

in this context, the term 'sustainability' is denoted by a green leaf.

در این زمینه، اصطلاح «پایداری» با یک برگ سبز نشان داده می‌شود.

the color red often denotes danger or warning signs.

رنگ قرمز اغلب خطر یا علائم هشدار را نشان می‌دهد.

in mathematics, the symbol π denotes the ratio of a circle's circumference to its diameter.

در ریاضیات، نماد π نشان‌دهنده نسبت محیط دایره به قطر آن است.

her smile denoted her happiness and satisfaction.

لبخندش نشان‌دهنده شادی و رضایت او بود.

the title of the book denoted its main theme.

عنوان کتاب نمایانگر موضوع اصلی آن بود.

the abbreviation 'ceo' denotes chief executive officer.

اختصار «مدیرعامل» نشان‌دهنده مدیر اجرایی ارشد است.

the icon on the app denoted a new message.

آیکون روی برنامه نشان‌دهنده یک پیام جدید بود.

in literature, a dove often denotes peace.

در ادبیات، یک کبوتر اغلب نشان‌دهنده صلح است.

the label on the package denoted its contents and usage instructions.

برچسب روی بسته شامل محتویات و دستورالعمل‌های استفاده آن بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید