censured

[ایالات متحده]/ˈsensəd/
[بریتانیا]/ˈsɛnʃər d/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور رسمی، عمومی و قوی نارضایتی خود را از شخص یا چیزی ابراز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

censured remarks

اظهارات مورد سرزنش

censured behavior

رفتار مورد سرزنش

censured article

مقاله مورد سرزنش

censured decision

تصمیم مورد سرزنش

censured speech

سخنرانی مورد سرزنش

censured report

گزارش مورد سرزنش

censured policy

سیاست مورد سرزنش

censured actions

اقدامات مورد سرزنش

censured conduct

رفتار و عملکرد مورد سرزنش

censured statement

بیانیه مورد سرزنش

جملات نمونه

the politician was censured for his inappropriate remarks.

سیاستمدان به دلیل اظهارات نامناسب‌اش مورد توبیخ قرار گرفت.

she felt that she was unfairly censured by her peers.

او احساس می‌کرد که به طور ناعادلانه توسط همسالانش مورد توبیخ قرار گرفته است.

the teacher was censured for not following school policy.

معلم به دلیل عدم رعایت قوانین مدرسه مورد توبیخ قرار گرفت.

many members of the committee were censured for their actions.

بسیاری از اعضای کمیته به دلیل اقداماتشان مورد توبیخ قرار گرفتند.

the report revealed that the ceo was censured by the board.

گزارش نشان داد که مدیرعامل توسط هیئت مدیره مورد توبیخ قرار گرفته است.

he was censured for his failure to meet deadlines.

او به دلیل ناتوانی در رعایت مهلت‌ها مورد توبیخ قرار گرفت.

the athlete was censured for violating the rules.

ورزشکار به دلیل نقض قوانین مورد توبیخ قرار گرفت.

after the scandal, the director was officially censured.

پس از رسوایی، مدیر به طور رسمی مورد توبیخ قرار گرفت.

she was censured publicly for her lack of professionalism.

او به طور علنی به دلیل نداشتن حرفه‌ای بودن مورد توبیخ قرار گرفت.

the journalist was censured for publishing false information.

روزنامه‌نگار به دلیل انتشار اطلاعات نادرست مورد توبیخ قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید