depletable resources
منابع قابل استنفاد
depletable reserves
رزروهای قابل استنفاد
depletable assets
داراییهای قابل استنفاد
depletable supply
تامینآمادگی قابل استنفاد
depletable inventory
انبارهای قابل استنفاد
freshwater is a depletable resource, so cities must reduce leakage and waste.
آب شیرین منبعی قابل استنفاده است، بنابراین شهرها باید نشت و ضایعات را کاهش دهند.
oil is depletable, which is why many countries diversify their energy supply.
نفت یک منبع قابل استنفاده است، که دلیل این است که بسیاری از کشورها تأمین انرژی خود را چندگانه میکنند.
the project treats topsoil as a depletable asset that requires careful management.
این پروژه خاک سطحی را به عنوان دارایی قابل استنفاده در نظر میگیرد که نیاز به مدیریت دقیق دارد.
groundwater is depletable when extraction outpaces natural recharge.
آب زیرزمینی در صورتی که استخراج آن از بازیابی طبیعی بیشتر باشد قابل استنفاده است.
some forests are effectively depletable if logging exceeds regrowth for decades.
برخی از جنگلها در صورتی که قطع درختان برای دههها از رشد مجدد بیشتر باشد، به طور مؤثر قابل استنفاده خواهند بود.
mining firms must disclose how they account for depletable reserves.
شرکتهای معادن باید اینکه چگونه از منابع قابل استنفاده حساب میکنند را اعلام کنند.
battery-grade lithium is depletable, so recycling becomes a strategic priority.
لیتیوم گرید باتری قابل استنفاده است، بنابراین بازیافت به اولویت استراتژیک تبدیل میشود.
the budget assumes a depletable fund, so spending slows after the peak year.
بودجه از یک منبع قابل استنفاده فرض میکند، بنابراین هزینهها پس از سال اوج کاهش مییابد.
wild fish stocks can be depletable without catch limits and habitat protection.
سهام ماهیهای وحشی میتوانند بدون محدودیتهای صید و حفاظت از زیستگاه قابل استنفاده باشند.
the company reports depreciation for equipment and depletion for depletable natural resources.
شرکت کاهش ارزش تجهیزات را گزارش میدهد و برای منابع طبیعی قابل استنفاده کاهش منابع را گزارش میکند.
community planners label clean air a shared, depletable resource in crowded corridors.
برنامهریزان جامعه هوا پاک را در مسیرهای پر جمعیت به عنوان یک منبع قابل استنفاده مشترک برچسب میزنند.
time is depletable during audits, so teams prioritize the highest-risk controls first.
زمان در حین بازرسیها قابل استنفاده است، بنابراین تیمها ابتدا کنترلهای با ریسک بالا را اولویت میدهند.
depletable resources
منابع قابل استنفاد
depletable reserves
رزروهای قابل استنفاد
depletable assets
داراییهای قابل استنفاد
depletable supply
تامینآمادگی قابل استنفاد
depletable inventory
انبارهای قابل استنفاد
freshwater is a depletable resource, so cities must reduce leakage and waste.
آب شیرین منبعی قابل استنفاده است، بنابراین شهرها باید نشت و ضایعات را کاهش دهند.
oil is depletable, which is why many countries diversify their energy supply.
نفت یک منبع قابل استنفاده است، که دلیل این است که بسیاری از کشورها تأمین انرژی خود را چندگانه میکنند.
the project treats topsoil as a depletable asset that requires careful management.
این پروژه خاک سطحی را به عنوان دارایی قابل استنفاده در نظر میگیرد که نیاز به مدیریت دقیق دارد.
groundwater is depletable when extraction outpaces natural recharge.
آب زیرزمینی در صورتی که استخراج آن از بازیابی طبیعی بیشتر باشد قابل استنفاده است.
some forests are effectively depletable if logging exceeds regrowth for decades.
برخی از جنگلها در صورتی که قطع درختان برای دههها از رشد مجدد بیشتر باشد، به طور مؤثر قابل استنفاده خواهند بود.
mining firms must disclose how they account for depletable reserves.
شرکتهای معادن باید اینکه چگونه از منابع قابل استنفاده حساب میکنند را اعلام کنند.
battery-grade lithium is depletable, so recycling becomes a strategic priority.
لیتیوم گرید باتری قابل استنفاده است، بنابراین بازیافت به اولویت استراتژیک تبدیل میشود.
the budget assumes a depletable fund, so spending slows after the peak year.
بودجه از یک منبع قابل استنفاده فرض میکند، بنابراین هزینهها پس از سال اوج کاهش مییابد.
wild fish stocks can be depletable without catch limits and habitat protection.
سهام ماهیهای وحشی میتوانند بدون محدودیتهای صید و حفاظت از زیستگاه قابل استنفاده باشند.
the company reports depreciation for equipment and depletion for depletable natural resources.
شرکت کاهش ارزش تجهیزات را گزارش میدهد و برای منابع طبیعی قابل استنفاده کاهش منابع را گزارش میکند.
community planners label clean air a shared, depletable resource in crowded corridors.
برنامهریزان جامعه هوا پاک را در مسیرهای پر جمعیت به عنوان یک منبع قابل استنفاده مشترک برچسب میزنند.
time is depletable during audits, so teams prioritize the highest-risk controls first.
زمان در حین بازرسیها قابل استنفاده است، بنابراین تیمها ابتدا کنترلهای با ریسک بالا را اولویت میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید