depositations

[ایالات متحده]/[dɪˈpɒzɪʃənz]/
[بریتانیا]/[dɪˈpɒzɪʃənz]/

ترجمه

n. عمل واریزه کردن چیزی؛ یک لایه یا سری از لایه‌های رسوب؛ حالت واریزه شدن؛ یک اعلام رسمی چیزی، به ویژه پول، به بانک

جملات نمونه

the mineral depositations in the region are extensive and varied.

رسوبات معدنی در منطقه گسترده و متنوع هستند.

scientists studied the calcium depositations on the cave walls.

دانشمندان رسوبات کلسیم روی دیواره‌های اتاقهای زیرزمینی را مورد مطالعه قرار دادند.

seasonal rain patterns significantly influence the riverbed depositations.

الگوهای بارش فصلی به طور قابل توجهی بر رسوبات کف رودخانه تأثیر می‌گذارند.

the analysis revealed unusual patterns in the silicon depositations.

تحلیل الگوهای غیرمعمولی در رسوبات سیلیس را نشان داد.

understanding the history of depositations is crucial for resource exploration.

درک تاریخچه رسوبات برای کاوش منابع ضروری است.

the team investigated the recent depositations of heavy metals in the soil.

تیم رسوبات اخیر فلزات سنگین در خاک را بررسی کرد.

glacial depositations created fertile land for agriculture.

رسوبات یخچالی زمین‌های خصیف برای کشاورزی ایجاد کردند.

we examined the chemical composition of the carbonate depositations.

ما ترکیب شیمیایی رسوبات کربنات را بررسی کردیم.

the rate of dust depositations increased due to desertification.

نرخ رسوبات گرد و غبار به دلیل تبدیل به بیابان افزایش یافت.

the geological record provides evidence of past depositations.

ثبت زمین‌شناسی شواهدی از رسوبات گذشته را ارائه می‌دهد.

the research focused on the long-term effects of iron depositations.

تحقیق روی اثرات بلندمدت رسوبات آهن متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید