deprivatize

[ایالات متحده]/diːˈpraɪvətaɪz/
[بریتانیا]/dɪˈpraɪvətaɪz/

ترجمه

v. غیرخصوصی کردن چیزی؛ از بین بردن مالکیت یا کنترل خصوصی از چیزی؛

عبارات و ترکیب‌ها

deprivatize healthcare

غیرخصوصی‌سازی مراقبت‌های بهداشتی

deprivatize education

غیرخصوصی‌سازی آموزش

deprivatize water

غیرخصوصی‌سازی آب

deprivatized assets

دارایی‌های غیرخصوصی‌شده

deprivatize completely

به طور کامل غیرخصوصی‌سازی

deprivatize pension

غیرخصوصی‌سازی بازنشستگی

deprivatize industry

غیرخصوصی‌سازی صنعت

deprivatizes gradually

به تدریج غیرخصوصی‌سازی می‌کند

deprivatized recently

به تازگی غیرخصوصی‌سازی شده

جملات نمونه

the government plans to deprivatize the healthcare system to ensure universal access.

دولت قصد دارد سیستم بهداشت و درمان را غیرخصوصی‌سازی کند تا دسترسی همگانی را تضمین نماید.

many economists argue that we should deprivatize essential public services.

اقتصاددانان زیادی استدلال می‌کنند که باید خدمات عمومی ضروری را غیرخصوصی‌سازی کرد.

the candidate promised to deprivatize the education sector if elected.

نامزد قول داد که در صورت انتخاب، بخش آموزش را غیرخصوصی‌سازی کند.

some countries have moved to deprivatize their water supply systems.

برخی کشورها اقدام به غیرخصوصی‌سازی سیستم‌های تأمین آب خود کرده‌اند.

there is growing momentum to deprivatize public transportation networks.

حرکتی رو به رشد برای غیرخصوصی‌سازی شبکه‌های حمل و نقل عمومی وجود دارد.

the proposal would deprivatize pension funds and place them under state management.

این پیشنهاد غیرخصوصی‌سازی صندوق‌های بازنشستگی و قرار دادن آنها تحت مدیریت دولتی را شامل می‌شود.

environmental groups advocate to deprivatize natural resources like forests and rivers.

گروه‌های محیط‌زیستی از غیرخصوصی‌سازی منابع طبیعی مانند جنگل‌ها و رودخانه‌ها حمایت می‌کنند.

the mayor suggested deprivatizing public housing to address the affordability crisis.

شهردار پیشنهاد کرد برای مقابله با بحران مسکن مقرون‌به‌قرض، مسکن عمومی را غیرخصوصی‌سازی کند.

critics argue that deprivatizing the media could threaten press freedom.

منتقدان استدلال می‌کنند که غیرخصوصی‌سازی رسانه‌ها می‌تواند آزادی مطبوعات را تهدید کند.

several municipalities have attempted to deprivatize waste management services.

شهرداری‌های متعددی تلاش کرده‌اند خدمات مدیریت پسماند را غیرخصوصی‌سازی کنند.

the policy aims to deprivatize key infrastructure projects from foreign companies.

این سیاست هدف دارد پروژه‌های زیرساختی کلیدی را از شرکت‌های خارجی غیرخصوصی‌سازی کند.

debates continue about whether to deprivatize the banking sector.

بحث‌ها در مورد اینکه آیا بخش بانکی را غیرخصوصی‌سازی کنیم یا خیر ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید