| شکل سوم شخص مفرد | collectivizes |
| صفت یا فعل حال استمراری | collectivizing |
| زمان گذشته | collectivized |
| قسمت سوم فعل | collectivized |
The government decided to collectivize the farms in order to increase efficiency.
دولت تصمیم گرفت تا به منظور افزایش کارایی، مزارع را جمعآوری کند.
The workers voted to collectivize their wages and distribute them equally.
کارگران رای دادند تا دستمزد خود را جمعآوری کرده و به طور مساوی توزیع کنند.
The community decided to collectivize their resources to support those in need.
جامعه تصمیم گرفت منابع خود را برای حمایت از نیازمندان جمعآوری کند.
It's important to consider the implications before deciding to collectivize any aspect of a business.
قبل از تصمیمگیری برای جمعآوری هر جنبهای از یک کسبوکار، در نظر گرفتن پیامدها مهم است.
The company made the decision to collectivize decision-making processes to involve all employees.
شرکت تصمیم گرفت فرآیندهای تصمیمگیری را برای مشارکت همه کارکنان، جمعآوری کند.
The goal is to collectivize the knowledge and expertise of the team to achieve better results.
هدف این است که دانش و تخصص تیم را برای دستیابی به نتایج بهتر، جمعآوری کند.
Some argue that it is better to collectivize ownership of certain industries to prevent exploitation.
برخی استدلال میکنند که بهتر است مالکیت برخی از صنایع را برای جلوگیری از استثمار، جمعآوری کرد.
The organization aims to collectivize the responsibility for project outcomes among all team members.
سازمان هدف دارد مسئولیت نتایج پروژه را در بین همه اعضای تیم جمعآوری کند.
The cooperative decided to collectivize the production process to streamline operations.
تعاونی تصمیم گرفت فرآیند تولید را برای سادهسازی عملیات، جمعآوری کند.
It's essential to have clear communication when trying to collectivize decision-making in a group setting.
هنگام تلاش برای جمعآوری تصمیمگیری در یک محیط گروهی، داشتن ارتباطات واضح ضروری است.
The government decided to collectivize the farms in order to increase efficiency.
دولت تصمیم گرفت تا به منظور افزایش کارایی، مزارع را جمعآوری کند.
The workers voted to collectivize their wages and distribute them equally.
کارگران رای دادند تا دستمزد خود را جمعآوری کرده و به طور مساوی توزیع کنند.
The community decided to collectivize their resources to support those in need.
جامعه تصمیم گرفت منابع خود را برای حمایت از نیازمندان جمعآوری کند.
It's important to consider the implications before deciding to collectivize any aspect of a business.
قبل از تصمیمگیری برای جمعآوری هر جنبهای از یک کسبوکار، در نظر گرفتن پیامدها مهم است.
The company made the decision to collectivize decision-making processes to involve all employees.
شرکت تصمیم گرفت فرآیندهای تصمیمگیری را برای مشارکت همه کارکنان، جمعآوری کند.
The goal is to collectivize the knowledge and expertise of the team to achieve better results.
هدف این است که دانش و تخصص تیم را برای دستیابی به نتایج بهتر، جمعآوری کند.
Some argue that it is better to collectivize ownership of certain industries to prevent exploitation.
برخی استدلال میکنند که بهتر است مالکیت برخی از صنایع را برای جلوگیری از استثمار، جمعآوری کرد.
The organization aims to collectivize the responsibility for project outcomes among all team members.
سازمان هدف دارد مسئولیت نتایج پروژه را در بین همه اعضای تیم جمعآوری کند.
The cooperative decided to collectivize the production process to streamline operations.
تعاونی تصمیم گرفت فرآیند تولید را برای سادهسازی عملیات، جمعآوری کند.
It's essential to have clear communication when trying to collectivize decision-making in a group setting.
هنگام تلاش برای جمعآوری تصمیمگیری در یک محیط گروهی، داشتن ارتباطات واضح ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید