deprivers

[ایالات متحده]/[ˈdeprɪvəz]/
[بریتانیا]/[ˈdeprɪvərz]/

ترجمه

n. افراد یا موجوداتی که چیزی را از کسی گرفته یا حذف می‌کنند.

جملات نمونه

the company's actions were seen as deprivers of opportunity for young employees.

عملکرد شرکت به عنوان گویای فرصت‌هایی برای کارکنان جوان دیده می‌شد.

we must not be deprivers of hope for future generations.

ما باید امید آینده‌های نسل‌های آتی را نباشیم.

the corrupt officials were deprivers of public trust and resources.

اعضای فاسد حکومت به عنوان گویای اعتماد و منابع عمومی دیده می‌شدند.

they felt like deprivers of joy, constantly criticizing everything.

آن‌ها احساس می‌کردند که گویای شادی هستند، هر چیز را به طور مداوم بی‌مورد می‌تکانند.

the system can be a depriver of talent if not properly managed.

اگر به درستی مدیریت نشود، سیستم می‌تواند گویای استعداد باشد.

he accused them of being deprivers of his inheritance.

او آن‌ها را به عنوان گویای ارث خود متهم کرد.

the restrictive policies were deprivers of economic growth.

سیاست‌های محدود کننده به عنوان گویای رشد اقتصادی دیده می‌شدند.

don't be a depriver of happiness; spread positivity instead.

خوشبختی را نباشید، به جای آن، مثبت‌گرایی را گسترش دهید.

the lack of funding made them deprivers of essential research.

کمبود اعتبار آن‌ها را به عنوان گویای تحقیقات ضروری کرد.

we shouldn't be deprivers of their dreams, but supporters.

ما باید گویای رویا‌های آن‌ها نباشیم، بلکه حامی‌هایی باشیم.

the bureaucratic hurdles proved to be deprivers of innovation.

موانع بیروکراتیک به عنوان گویای نوآوری ثابت شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید