derbies

[ایالات متحده]/ˈdɑːbiːz/
[بریتانیا]/ˈdɜrbiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شکل دربی؛ مسابقه یا رقابت؛ نوعی کلاه بولر

عبارات و ترکیب‌ها

local derbies

بازی‌های محلی

football derbies

بازی‌های فوتبال

city derbies

بازی‌های شهری

rivalry derbies

بازی‌های رقیب

traditional derbies

بازی‌های سنتی

big derbies

بازی‌های بزرگ

annual derbies

بازی‌های سالانه

historic derbies

بازی‌های تاریخی

locality derbies

بازی‌های محلی

intense derbies

بازی‌های شدید

جملات نمونه

he wore his new derbies to the party.

او کفش‌های جدید خود را به مهمانی پوشید.

these derbies are perfect for formal occasions.

این کفش‌ها برای مناسبت‌های رسمی عالی هستند.

she prefers derbies over loafers for work.

او ترجیح می‌دهد برای کار از کفش‌های لوفر به جای کفش‌های دیگر استفاده کند.

he polished his derbies before the interview.

او قبل از مصاحبه کفش‌های خود را واکس زد.

her derbies matched perfectly with her outfit.

کفش‌های او به خوبی با لباسش هماهنگ بود.

they bought a pair of stylish derbies online.

آنها یک جفت کفش شیک به صورت آنلاین خریدند.

he loves to collect different styles of derbies.

او عاشق جمع آوری سبک های مختلف کفش است.

these derbies are made from high-quality leather.

این کفش‌ها از چرم با کیفیت بالا ساخته شده‌اند.

wearing derbies gives a smart look to any outfit.

پوشیدن کفش‌ها ظاهری شیک به هر لباسی می‌دهد.

he decided to wear his derbies for the wedding.

او تصمیم گرفت کفش‌های خود را برای عروسی بپوشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید