desacralize

[ایالات متحده]/ˌdiːˈseɪkrəlaɪz/
[بریتانیا]/ˌdiːˈseɪkrəlaɪz/

ترجمه

vt. مقدس بودن را از چیزی برطرف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

desacralize space

گودال کردن فضا

desacralize beliefs

گودال کردن باورها

desacralize rituals

گودال کردن مناسک

desacralize symbols

گودال کردن نمادها

desacralize texts

گودال کردن متون

desacralize authority

گودال کردن اقتدار

desacralize culture

گودال کردن فرهنگ

desacralize practices

گودال کردن روش‌ها

desacralize traditions

گودال کردن سنت‌ها

desacralize narratives

گودال کردن روایت‌ها

جملات نمونه

art can sometimes desacralize traditional beliefs.

هنر گاهی اوقات می‌تواند باورهای سنتی را بی‌ارزش کند.

they aim to desacralize the concept of celebrity.

آنها هدفشان بی‌ارزش کردن مفهوم شهرت است.

many modern thinkers seek to desacralize ancient texts.

بسیاری از متفکران مدرن به دنبال بی‌ارزش کردن متون باستانی هستند.

she believes that we should desacralize nature to appreciate it more.

او معتقد است که ما باید طبیعت را بی‌ارزش کنیم تا بیشتر از آن قدردانی کنیم.

some artists aim to desacralize the art world.

برخی از هنرمندان هدفشان بی‌ارزش کردن دنیای هنر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید