| قسمت سوم فعل | consecrated |
| شکل سوم شخص مفرد | consecrates |
| زمان گذشته | consecrated |
| صفت یا فعل حال استمراری | consecrating |
| جمع | consecrates |
consecrate a church
اختصاص دادن به یک کلیسا
consecrate a marriage
اختصاص دادن به یک ازدواج
consecrate a ceremony
اختصاص دادن به یک مراسم
consecrate a monument
اختصاص دادن به یک بنای تاریخی
consecrate a temple
اختصاص دادن به یک معبد
consecrate a grave
اختصاص دادن به یک قبر
to consecrate one's life to God
اختصاص دادن زندگی به خدا
a custom consecrated by time
یک رسم و رسومی که با گذر زمان تقدیس شده است
The new church was consecrated by the Bishop.
کلیسای جدید توسط اسقف تقدیس شد.
a tradition consecrated by time.
یک سنت که با گذر زمان تقدیس شده است.
The churchyard is consecrated ground.
گورستان زمین مقدس شده است.
They consecrated a temple to their god.
آنها یک معبد را به افتخار خدای خود تقدیس کردند.
the present Holy Trinity church was consecrated in 1845.
کلیسای کنونی تثلیث مقدس در سال 1845 تقدیس شد.
the gun room was a male preserve, consecrated to sport.
اتاق اسلحه یک مکان محفوظ مردانه بود که به ورزش تقدیس شده بود.
His entire life is consecrated to science. To
کل زندگی او به علم تقدیم شده است. به
He consecrated his life to helping the poor.
او زندگی خود را به کمک به فقرا تقدیم کرد.
He then held a state funeral, with an effigy of Pertinax, and consecrated him as one of the deified emperors, adding a flamen and a Helvian sodales, who had previously been Marcian.
سپس یک تشییع جنازه دولتی با مجسمه ای از پرتیناک برگزار کرد و او را به عنوان یکی از امپراتوران خداسازی تقدیس کرد و یک فلامن و یک سدال های هلوی اضافه کرد که قبلاً مارکیان بودند.
Behold, you have been made a priest, consecrated to celebrate Mass!See to it now that you offer sacrifice to God faithfully and devoutly at proper times, and that you conduct yourself blamelessly.
ببینید، شما به کشیش تبدیل شدهاید، تقدیس شده برای خواندن مراسم مذهبی! اکنون مراقب باشید که به طور وفادارانه و باوقار در زمانهای مناسب قربانی به خدا تقدیم کنید و که خودتان را بدون عیب و نقص حفظ کنید.
consecrate a church
اختصاص دادن به یک کلیسا
consecrate a marriage
اختصاص دادن به یک ازدواج
consecrate a ceremony
اختصاص دادن به یک مراسم
consecrate a monument
اختصاص دادن به یک بنای تاریخی
consecrate a temple
اختصاص دادن به یک معبد
consecrate a grave
اختصاص دادن به یک قبر
to consecrate one's life to God
اختصاص دادن زندگی به خدا
a custom consecrated by time
یک رسم و رسومی که با گذر زمان تقدیس شده است
The new church was consecrated by the Bishop.
کلیسای جدید توسط اسقف تقدیس شد.
a tradition consecrated by time.
یک سنت که با گذر زمان تقدیس شده است.
The churchyard is consecrated ground.
گورستان زمین مقدس شده است.
They consecrated a temple to their god.
آنها یک معبد را به افتخار خدای خود تقدیس کردند.
the present Holy Trinity church was consecrated in 1845.
کلیسای کنونی تثلیث مقدس در سال 1845 تقدیس شد.
the gun room was a male preserve, consecrated to sport.
اتاق اسلحه یک مکان محفوظ مردانه بود که به ورزش تقدیس شده بود.
His entire life is consecrated to science. To
کل زندگی او به علم تقدیم شده است. به
He consecrated his life to helping the poor.
او زندگی خود را به کمک به فقرا تقدیم کرد.
He then held a state funeral, with an effigy of Pertinax, and consecrated him as one of the deified emperors, adding a flamen and a Helvian sodales, who had previously been Marcian.
سپس یک تشییع جنازه دولتی با مجسمه ای از پرتیناک برگزار کرد و او را به عنوان یکی از امپراتوران خداسازی تقدیس کرد و یک فلامن و یک سدال های هلوی اضافه کرد که قبلاً مارکیان بودند.
Behold, you have been made a priest, consecrated to celebrate Mass!See to it now that you offer sacrifice to God faithfully and devoutly at proper times, and that you conduct yourself blamelessly.
ببینید، شما به کشیش تبدیل شدهاید، تقدیس شده برای خواندن مراسم مذهبی! اکنون مراقب باشید که به طور وفادارانه و باوقار در زمانهای مناسب قربانی به خدا تقدیم کنید و که خودتان را بدون عیب و نقص حفظ کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید