desks

[ایالات متحده]/dɛsks/
[بریتانیا]/dɛsks/

ترجمه

n. اشکال متعدد میزو

عبارات و ترکیب‌ها

new desks

میزهای جدید

clean desks

میزهای تمیز

at desks

در نزدیکی میزها

empty desks

میزهای خالی

shared desks

میزهای اشتراکی

organize desks

مرتب کردن میزها

near desks

نزدیک میزها

crowded desks

میزهای شلوغ

move desks

جابجایی میزها

their desks

میزهای آنها

جملات نمونه

the students organized their desks neatly before leaving the classroom.

دانشجویان میزهای خود را قبل از ترک کلاس به طور مرتب سازماندهی کردند.

we arranged the desks in rows to maximize space in the office.

ما میزها را به صورت ردیفی چیدیم تا فضای دفتر را به حداکثر برسانیم.

the teacher's desk was covered in papers and books.

میز معلم پر از کاغذ و کتاب بود.

he cleared his desk of clutter to focus on his work.

او میز خود را از هرج و مرج پاک کرد تا روی کار خود تمرکز کند.

the new desks were sturdy and comfortable for the students.

میزهای جدید مستحکم و برای دانش آموزان راحت بودند.

she decorated her desk with photos of her family and friends.

او میز خود را با عکس های خانواده و دوستانش تزئین کرد.

the desks in the library were often occupied by students studying.

میزهای کتابخانه اغلب توسط دانش آموزانی که در حال مطالعه بودند اشغال شده بودند.

they moved the desks to create more space for a group project.

آنها میزها را جابجا کردند تا فضای بیشتری برای یک پروژه گروهی ایجاد کنند.

the desks were all the same size and style in the new school.

همه میزها در مدرسه جدید یک اندازه و سبک بودند.

he shared his desk with a colleague due to limited space.

او به دلیل فضای محدود، میز خود را با یک همکار به اشتراک گذاشت.

the desks were equipped with individual power outlets for laptops.

میزها به پریزهای برق جداگانه برای لپ تاپ مجهز بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید