despisers of wealth
خیانتکاران به ثروت
despisers were wrong
خیانتکاران اشتباه کردند
despiser's fate
مآلول خیانتکار
despisers will fall
خیانتکاران فرو میخورند
despiser's view
نگاه خیانتکار
the despisers of progress often cling to outdated traditions.
تیمهای مخالف پیشرفت معمولاً به سنتهای قدیمی پایبند میمانند.
he ignored the despisers and pursued his dream relentlessly.
او از تیمهای مخالف چشم پوشی کرد و به طور وفادار به رویای خود ادامه داد.
she faced the despisers with unwavering confidence and determination.
او با اعتماد و اصراری ناگهانی به تیمهای مخالف مواجه شد.
the artist’s unique style attracted both admirers and despisers.
سبک منحصر به فرد هنرمند هم دوستداران و هم مخالفان را جذب کرد.
he challenged the despisers of innovation to reconsider their views.
او به مخالفان نوآوری چالش پیش کرد تا نظرات خود را مجدداً در نظر بگیرند.
the company’s new product line drew criticism from industry despisers.
خط تولید جدید شرکت از مخالفان صنعتی نقد گرفت.
despite the despisers, the project ultimately proved to be a success.
در دل مخالفان، پروژه در نهایت ثابت شد که موفقیتآمیز است.
the politician dismissed the despisers as being out of touch with reality.
سیاستمدار مخالفان را به عنوان غافل از واقعیتها نادیده گرفت.
she sought validation outside the circle of despisers and doubters.
او در خارج از دایره مخالفان و شکگذاران تأییدی را جستجو کرد.
the team’s performance silenced many of the despisers on social media.
عملکرد تیم بسیاری از مخالفان را در شبکههای اجتماعی خاموش کرد.
he learned to disregard the despisers and focus on his own goals.
او یاد گرفت تا از مخالفان چشم پوشی کند و روی اهداف خود متمرکز شود.
despisers of wealth
خیانتکاران به ثروت
despisers were wrong
خیانتکاران اشتباه کردند
despiser's fate
مآلول خیانتکار
despisers will fall
خیانتکاران فرو میخورند
despiser's view
نگاه خیانتکار
the despisers of progress often cling to outdated traditions.
تیمهای مخالف پیشرفت معمولاً به سنتهای قدیمی پایبند میمانند.
he ignored the despisers and pursued his dream relentlessly.
او از تیمهای مخالف چشم پوشی کرد و به طور وفادار به رویای خود ادامه داد.
she faced the despisers with unwavering confidence and determination.
او با اعتماد و اصراری ناگهانی به تیمهای مخالف مواجه شد.
the artist’s unique style attracted both admirers and despisers.
سبک منحصر به فرد هنرمند هم دوستداران و هم مخالفان را جذب کرد.
he challenged the despisers of innovation to reconsider their views.
او به مخالفان نوآوری چالش پیش کرد تا نظرات خود را مجدداً در نظر بگیرند.
the company’s new product line drew criticism from industry despisers.
خط تولید جدید شرکت از مخالفان صنعتی نقد گرفت.
despite the despisers, the project ultimately proved to be a success.
در دل مخالفان، پروژه در نهایت ثابت شد که موفقیتآمیز است.
the politician dismissed the despisers as being out of touch with reality.
سیاستمدار مخالفان را به عنوان غافل از واقعیتها نادیده گرفت.
she sought validation outside the circle of despisers and doubters.
او در خارج از دایره مخالفان و شکگذاران تأییدی را جستجو کرد.
the team’s performance silenced many of the despisers on social media.
عملکرد تیم بسیاری از مخالفان را در شبکههای اجتماعی خاموش کرد.
he learned to disregard the despisers and focus on his own goals.
او یاد گرفت تا از مخالفان چشم پوشی کند و روی اهداف خود متمرکز شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید