detains

[ایالات متحده]/dɪˈteɪnz/
[بریتانیا]/dɪˈteɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را در بازداشت نگه داشتن؛ تأخیر کردن یا نگه داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

detains suspects

نگهداری مظنونین

detains individuals

نگهداری افراد

detains criminals

نگهداری مجرمان

detains unlawfully

نگهداری غیرقانونی

detains for questioning

نگهداری برای بازجویی

detains for investigation

نگهداری برای تحقیق

detains without warrant

نگهداری بدون حکم

detains a suspect

نگهداری یک مظنون

detains people

نگهداری مردم

detains for safety

نگهداری برای ایمنی

جملات نمونه

the police detains suspects for questioning.

پلیس مظنونین را برای بازجویی بازداشت می‌کند.

the government detains individuals without trial.

دولت افراد را بدون محاکمه بازداشت می‌کند.

the school detains students for misbehavior.

مدرسه دانش‌آموزان را به دلیل رفتار نامناسب بازداشت می‌کند.

the immigration officer detains travelers for document checks.

افسر مهاجرت مسافران را برای بررسی مدارک بازداشت می‌کند.

the facility detains minors for rehabilitation.

مرکز افراد کم‌سن و سال را برای توان‌بخشی بازداشت می‌کند.

the judge detains the defendant until the trial starts.

قاضی متهم را تا شروع دادگاه بازداشت می‌کند.

the military detains enemy combatants during conflict.

ارتش جنگ‌جویان دشمن را در زمان جنگ بازداشت می‌کند.

the authorities detains protesters for public safety.

مقامات معترضان را به دلیل حفظ امنیت عمومی بازداشت می‌کند.

the hospital detains patients for observation.

بیمارستان بیماران را برای معاینه بازداشت می‌کند.

the detective detains witnesses for further information.

کارآگاه شاهدان را برای کسب اطلاعات بیشتر بازداشت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید