incarcerates criminals
باندگرایان را زندانی میکند
incarcerates offenders
مخلان را زندانی میکند
incarcerates individuals
افراد را زندانی میکند
incarcerates suspects
مشتبهات را زندانی میکند
incarcerates felons
متخلفان خطرناک را زندانی میکند
incarcerates youth
جوانان را زندانی میکند
incarcerates convicts
محکومین را زندانی میکند
incarcerates wrongdoers
مرتکبین را زندانی میکند
incarcerates detainees
نگهداشتنیان را زندانی میکند
incarcerates prisoners
زندانیان را زندانی میکند
the law often incarcerates those who commit violent crimes.
قانون اغلب کسانی را که مرتکب جرایم خشونتآمیز میشوند، به زندان میاندازد.
in some countries, the government incarcerates political dissidents.
در برخی کشورها، دولت مخالفان سیاسی را به زندان میاندازد.
the prison system incarcerates thousands of individuals each year.
سیستم زندانها هر سال هزاران نفر را به زندان میاندازد.
he believes that society incarcerates individuals without proper rehabilitation.
او معتقد است که جامعه افراد را بدون توانایی بازتوانی مناسب به زندان میاندازد.
incarcerates are often deprived of basic human rights.
زندانیان اغلب از حقوق اساسی انسانی محروم میشوند.
the judge decided to incarcerate the offender for five years.
قاضی تصمیم گرفت متخلف را به مدت پنج سال به زندان بفرستد.
some argue that the system unfairly incarcerates minorities.
برخی استدلال میکنند که این سیستم به طور ناعادلانه اقلیتها را به زندان میاندازد.
she fears that her actions might lead to being incarcerated.
او میترسد که اقداماتش ممکن است منجر به زندانی شدن او شود.
incarcerates criminals
باندگرایان را زندانی میکند
incarcerates offenders
مخلان را زندانی میکند
incarcerates individuals
افراد را زندانی میکند
incarcerates suspects
مشتبهات را زندانی میکند
incarcerates felons
متخلفان خطرناک را زندانی میکند
incarcerates youth
جوانان را زندانی میکند
incarcerates convicts
محکومین را زندانی میکند
incarcerates wrongdoers
مرتکبین را زندانی میکند
incarcerates detainees
نگهداشتنیان را زندانی میکند
incarcerates prisoners
زندانیان را زندانی میکند
the law often incarcerates those who commit violent crimes.
قانون اغلب کسانی را که مرتکب جرایم خشونتآمیز میشوند، به زندان میاندازد.
in some countries, the government incarcerates political dissidents.
در برخی کشورها، دولت مخالفان سیاسی را به زندان میاندازد.
the prison system incarcerates thousands of individuals each year.
سیستم زندانها هر سال هزاران نفر را به زندان میاندازد.
he believes that society incarcerates individuals without proper rehabilitation.
او معتقد است که جامعه افراد را بدون توانایی بازتوانی مناسب به زندان میاندازد.
incarcerates are often deprived of basic human rights.
زندانیان اغلب از حقوق اساسی انسانی محروم میشوند.
the judge decided to incarcerate the offender for five years.
قاضی تصمیم گرفت متخلف را به مدت پنج سال به زندان بفرستد.
some argue that the system unfairly incarcerates minorities.
برخی استدلال میکنند که این سیستم به طور ناعادلانه اقلیتها را به زندان میاندازد.
she fears that her actions might lead to being incarcerated.
او میترسد که اقداماتش ممکن است منجر به زندانی شدن او شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید