incarcerates

[ایالات متحده]/ɪnˈkɑːsəreɪts/
[بریتانیا]/ɪnˈkɑrsəreɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را محدود یا زندانی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

incarcerates criminals

باندگرایان را زندانی می‌کند

incarcerates offenders

مخلان را زندانی می‌کند

incarcerates individuals

افراد را زندانی می‌کند

incarcerates suspects

مشتبهات را زندانی می‌کند

incarcerates felons

متخلفان خطرناک را زندانی می‌کند

incarcerates youth

جوانان را زندانی می‌کند

incarcerates convicts

محکومین را زندانی می‌کند

incarcerates wrongdoers

مرتکبین را زندانی می‌کند

incarcerates detainees

نگهداشتنیان را زندانی می‌کند

incarcerates prisoners

زندانیان را زندانی می‌کند

جملات نمونه

the law often incarcerates those who commit violent crimes.

قانون اغلب کسانی را که مرتکب جرایم خشونت‌آمیز می‌شوند، به زندان می‌اندازد.

in some countries, the government incarcerates political dissidents.

در برخی کشورها، دولت مخالفان سیاسی را به زندان می‌اندازد.

the prison system incarcerates thousands of individuals each year.

سیستم زندان‌ها هر سال هزاران نفر را به زندان می‌اندازد.

he believes that society incarcerates individuals without proper rehabilitation.

او معتقد است که جامعه افراد را بدون توانایی بازتوانی مناسب به زندان می‌اندازد.

incarcerates are often deprived of basic human rights.

زندانیان اغلب از حقوق اساسی انسانی محروم می‌شوند.

the judge decided to incarcerate the offender for five years.

قاضی تصمیم گرفت متخلف را به مدت پنج سال به زندان بفرستد.

some argue that the system unfairly incarcerates minorities.

برخی استدلال می‌کنند که این سیستم به طور ناعادلانه اقلیت‌ها را به زندان می‌اندازد.

she fears that her actions might lead to being incarcerated.

او می‌ترسد که اقداماتش ممکن است منجر به زندانی شدن او شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید