dialyzed

[ایالات متحده]/[ˈdaɪəlaɪz]/
[بریتانیا]/[ˈdaɪəlaɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (گذشته شدۀ dialyze) حذف مواد زائد و آب اضافی از خون با عبور آن از یک غشای نیم‌نفوذ؛ پاک‌سازی یک مایع یا محلول با عبور آن از یک غشای نیم‌نفوذ.

عبارات و ترکیب‌ها

dialyzed patient

بیمار دیالیز شده

being dialyzed

در حال دیالیز

already dialyzed

در حال حاضر دیالیز شده

frequently dialyzed

مکرر دیالیز شده

patient dialyzed

بیمار دیالیز شده

home dialyzed

دیالیز خانگی

dialyzed waste

فاکس دیالیز شده

recently dialyzed

تازه دیالیز شده

chronically dialyzed

دیالیز مزمن

carefully dialyzed

دیالیز با دقت

جملات نمونه

the patient's blood was dialyzed to remove excess toxins.

خون بیمار برای حذف سموم اضافی دیالیز شد.

we need to carefully monitor the patient after they are dialyzed.

باید بیمار را پس از دیالیز به دقت نظارت کنیم.

the lab equipment used to dialyzed the sample was thoroughly cleaned.

دستگاه آزمایشگاهی که برای دیالیز نمونه استفاده شد به طور کامل تمیز شد.

the kidneys are naturally responsible for functions that dialysis replicates.

کلیه‌ها به طور طبیعی مسئول انجام وظایفی هستند که دیالیز آن را تقلید می‌کند.

the process of being dialyzed can be physically demanding for patients.

فروcess دیالیز می‌تواند برای بیماران فیزیکی خسته‌کننده باشد.

the technician skillfully dialyzed the patient's blood over three hours.

تکنیسیون به مدت سه ساعت خون بیمار را به‌طور ماهرانه دیالیز کرد.

regularly dialyzed patients require careful dietary management.

بیمارانی که به طور منظم دیالیز می‌شوند نیاز به مدیریت غذایی دقیق دارند.

the waste products were effectively removed after the patient was dialyzed.

محصولات زائد پس از دیالیز بیمار به‌طور مؤثر حذف شدند.

the fluid balance was carefully checked after the patient was dialyzed.

تعادل مایعات پس از دیالیز بیمار به‌طور دقیق بررسی شد.

the machine used to dialyzed the blood was calibrated daily.

ماشینی که برای دیالیز خون استفاده شد هر روز تنظیم می‌شد.

the doctor explained the risks and benefits of being dialyzed.

دکتر خطرات و مزایای دیالیز را توضیح داد.

the solution used to dialyzed the blood was sterile and filtered.

محلولی که برای دیالیز خون استفاده شد نظیف و فیلتر شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید