dictation

[ایالات متحده]/dɪkˈteɪʃn/
[بریتانیا]/dɪkˈteɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستور شفاهی، آزمون دیکته.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

take dictation

ضبط کردن

dictation exercise

تمرین گوشکتاب

جملات نمونه

the dictation of letters.

احتمالا دیکته حروف

We'll have dictation today.

امروز دیکته داریم.

"Hand in your dictations, please."

لطفا دیکته‌های خود را تحویل دهید.

We have a dictation every English class.

ما در هر کلاس زبان انگلیسی دیکته داریم.

The new secretary takes dictation very well.

منشی جدید خیلی خوب دیکته می‌گیرد.

the person who writes the dictation down is his agent.

شخصی که دیکته را می‌نویسد، نماینده اوست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید