dieting

[ایالات متحده]/'daiətiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل محدود کردن خود به مقادیر کم یا انواع خاصی از غذا به منظور کاهش وزن یا بهبود سلامت
v. تنظیم کردن مقدار غذای مصرفی (کسی)
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریdieting
جمعdietings

عبارات و ترکیب‌ها

low-calorie diet

رژیم کم کالری

جملات نمونه

His doctor is dieting him strictly.

پزشک او به شدت به او رژیم می دهد.

After the feast she spent a week dieting to salve her conscience.

پس از جشن، او یک هفته رژیم گرفت تا وجدانش را آرام کند.

After years of dieting, Carol’s metabolism was completely out of whack.

پس از سال‌ها رژیم گرفتن، متابولیسم Carol کاملاً بهم ریخته بود.

She is dieting to lose weight for her wedding.

او برای عروسی‌اش رژیم می‌گیرد تا وزن کم کند.

Many people struggle with yo-yo dieting, where they constantly gain and lose weight.

بسیاری از مردم با رژیم‌های رفت و برگشتی مواجه هستند، جایی که آنها دائماً وزن اضافه و کم می‌کنند.

Regular exercise is important when dieting to maintain muscle mass.

ورزش منظم هنگام رژیم گرفتن برای حفظ توده عضلانی مهم است.

Crash dieting can have negative effects on your health.

رژیم‌های سریع می‌توانند اثرات منفی بر سلامتی شما داشته باشند.

She follows a strict dieting plan to achieve her fitness goals.

او یک برنامه رژیم غذایی سختگیرانه را دنبال می‌کند تا به اهداف تناسب اندام خود برسد.

Dieting alone may not lead to long-term weight loss.

تنها رژیم گرفتن ممکن است منجر به کاهش وزن طولانی مدت نشود.

It's important to consult a nutritionist before starting any dieting regimen.

قبل از شروع هر رژیم غذایی، مشورت با یک متخصص تغذیه مهم است.

He is committed to a healthy lifestyle, which includes balanced dieting and regular exercise.

او به یک سبک زندگی سالم متعهد است که شامل رژیم غذایی متعادل و ورزش منظم است.

Some people find it difficult to stick to a dieting plan due to cravings for unhealthy foods.

برخی از افراد به دلیل هوس خوردن غذاهای ناسالم، پایبند ماندن به یک برنامه رژیمی را دشوار می‌دانند.

Gradual changes to your eating habits are more sustainable than extreme dieting measures.

تغییرات تدریجی در عادات غذایی شما پایدارتر از اقدامات رژیم غذایی شدید است.

نمونه‌های واقعی

The groom would monitor the King's diet and mealtimes.

سرپرست وظیفه نظارت بر رژیم غذایی و زمان صرف غذا برای پادشاه را بر عهده داشت.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

The giant panda is famous for its exclusive diet.

پاندا غول پیکر به دلیل رژیم غذایی انحصاری خود مشهور است.

منبع: Beautiful China

D) It ensures a balanced healthy diet for people the world over.

D) این اطمینان حاصل می کند که افراد در سراسر جهان از رژیم غذایی متعادل و سالم برخوردار هستند.

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

I'd settle for Stefan's diet at this point.

در حال حاضر، من با رژیم غذایی استفان کنار می آمدم.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

Well, your doctor has you on a low fat, low sodium diet.

خب، پزشک شما رژیم غذایی کم چرب و کم سدیم برای شما تجویز کرده است.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

When I was on my residential placement, the family had such a varied diet.

وقتی در دوره اقامتی خود بودم، خانواده رژیم غذایی بسیار متنوعی داشتند.

منبع: Perspective Encyclopedia Comprehensive Category

" Do not forget the diet, " said King Hroar.

" رژیم غذایی را فراموش نکن، " پادشاه هورار گفت.

منبع: Hans Christian Andersen's Fairy Tales

My parents followed the same diet.

والدین من نیز از همان رژیم غذایی پیروی می کردند.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Does Yang Ling have a healthy diet?

آیا یانگ لینگ رژیم غذایی سالم دارد؟

منبع: Jiangsu Yilin Edition Oxford Primary English (Level 3) Grade 6 Lower Volume

So you say your parents also followed a partially vegetarian diet?

پس می گویید والدین شما نیز رژیم غذایی گیاهخواری جزئی را دنبال می کردند؟

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید