dilutes

[ایالات متحده]/dɪˈljuːts/
[بریتانیا]/dɪˈluːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مایعی را با افزودن آب یا مایع دیگر رقیق یا ضعیف کردن؛ برای تضعیف یا کاهش اثر بخشی چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

dilutes the impact

اثر آن را کاهش می‌دهد

dilutes the solution

راه حل را رقیق می‌کند

dilutes the color

رنگ را رقیق می‌کند

dilutes the effect

اثر را کاهش می‌دهد

dilutes the message

پیام را رقیق می‌کند

dilutes the flavor

طعم را رقیق می‌کند

dilutes the power

قدرت را کاهش می‌دهد

dilutes the risk

ریسک را کاهش می‌دهد

dilutes the strength

قدرت را کاهش می‌دهد

dilutes the noise

نویز را کاهش می‌دهد

جملات نمونه

he dilutes the paint with water to achieve a lighter color.

او رنگ را با آب رقیق می‌کند تا به رنگ روشن‌تری برسد.

the company dilutes its brand by offering too many products.

شرکت با ارائه محصولات زیاد، برند خود را رقیق می‌کند.

adding ice dilutes the flavor of the drink.

اضافه کردن یخ، طعم نوشیدنی را رقیق می‌کند.

she dilutes her criticism with compliments to soften the impact.

او انتقاد خود را با تعریف و تمجید رقیق می‌کند تا تأثیر آن را کاهش دهد.

the new policy dilutes the effectiveness of the previous measures.

سیاست جدید، اثربخشی اقدامات قبلی را رقیق می‌کند.

he dilutes his message by using too many technical terms.

او با استفاده از اصطلاحات فنی زیاد، پیام خود را رقیق می‌کند.

water dilutes the concentration of the solution.

آب غلظت محلول را رقیق می‌کند.

the organization dilutes its mission by taking on unrelated projects.

سازمان با پذیرش پروژه‌های نامرتبط، مأموریت خود را رقیق می‌کند.

she dilutes her enthusiasm by constantly doubting herself.

او با زیر سوال بردن مداوم خود، شور و اشتیاق خود را رقیق می‌کند.

the addition of sugar dilutes the bitterness of the coffee.

اضافه کردن شکر، تلخی قهوه را رقیق می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید