thickens

[ایالات متحده]/ˈθɪkənz/
[بریتانیا]/ˈθɪkənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ضخیم کردن یا شدن؛ مبهم یا تار کردن؛ پیچیده کردن؛ مبهم یا تار شدن

عبارات و ترکیب‌ها

sauce thickens

سس غلیظ می‌شود

mixture thickens

مخلوط غلیظ می‌شود

cream thickens

خامه غلیظ می‌شود

fog thickens

مه غلیظ می‌شود

cloud thickens

ابر غلیظ می‌شود

pasta thickens

پاستا غلیظ می‌شود

paint thickens

رنگ غلیظ می‌شود

broth thickens

آبگوشت غلیظ می‌شود

tissue thickens

پارچه غلیظ می‌شود

solution thickens

راه حل غلیظ می‌شود

جملات نمونه

the sauce thickens as it simmers on the stove.

سس در حین جوشیدن روی اجاق گاز غلیظ تر می شود.

the fog thickens in the early morning.

مه صبح زود غلیظ تر می شود.

the plot of the story thickens as new characters are introduced.

با معرفی شخصیت های جدید، طرح داستان غلیظ تر می شود.

the cream thickens when whipped for too long.

خامه وقتی بیش از حد طولانی هم زده شود غلیظ تر می شود.

the air thickens with tension before the announcement.

قبل از اعلام، هوا با تنش غلیظ تر می شود.

as winter approaches, the ice on the lake thickens.

با نزدیک شدن زمستان، یخ روی دریاچه غلیظ تر می شود.

the paint thickens if left open for too long.

اگر بیش از حد طولانی باز بماند، رنگ غلیظ تر می شود.

the discussion thickens as more opinions are shared.

با به اشتراک گذاشتن نظرات بیشتر، بحث غلیظ تر می شود.

the atmosphere thickens with excitement during the concert.

در طول کنسرت، با هیجان، فضا غلیظ تر می شود.

the soup thickens after adding the cornstarch.

بعد از اضافه کردن نشاسته ذرت، سوپ غلیظ تر می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید