concentrates

[ایالات متحده]/'kɒnsəntreɪts/
[بریتانیا]/'kɑːnsəntreɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد از تمرکز کردن؛ توجه کردن؛ جمع کردن یا متمرکز شدن؛ گرد هم آوردن

عبارات و ترکیب‌ها

fruit concentrates

غلظت میوه

energy concentrates

غلظت انرژی

herbal concentrates

غلظت گیاهی

nutritional concentrates

غلظت مغذی

liquid concentrates

غلظت مایع

coffee concentrates

غلظت قهوه

vitamin concentrates

غلظت ویتامین

plant concentrates

غلظت گیاه

protein concentrates

غلظت پروتئین

flavor concentrates

غلظت طعم

جملات نمونه

the student concentrates on her studies to improve her grades.

دانشجو برای بهبود نمرات بر روی تحصیلات خود تمرکز می‌کند.

the athlete concentrates before the big race to clear his mind.

ورزشکار قبل از مسابقه بزرگ برای آرام کردن ذهن خود تمرکز می‌کند.

he concentrates all his efforts on finishing the project on time.

او تمام تلاش خود را برای اتمام پروژه به موقع متمرکز می‌کند.

the teacher encourages students to concentrate during lessons.

معلم از دانش‌آموزان می‌خواهد در طول کلاس‌ها تمرکز کنند.

she concentrates better when she listens to music.

وقتی موسیقی گوش می‌دهد بهتر تمرکز می‌کند.

the company concentrates its resources on research and development.

شرکت منابع خود را بر روی تحقیق و توسعه متمرکز می‌کند.

he concentrates on his breathing during meditation.

او در هنگام مدیتیشن بر روی تنفس خود تمرکز می‌کند.

the chef concentrates on perfecting his signature dish.

سرآشپز بر روی کامل کردن غذای امضای خود تمرکز می‌کند.

during exams, she concentrates fully to avoid distractions.

در طول امتحان، او به طور کامل برای جلوگیری از حواس پرتی تمرکز می‌کند.

the scientist concentrates on gathering accurate data for the experiment.

دانشمند بر جمع‌آوری داده‌های دقیق برای آزمایش متمرکز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید