disassemble-able

[ایالات متحده]/[dɪˈzɛmbləbl]/
[بریتانیا]/[dɪˈzɛmbləbl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل پاره شدن؛ قابل جدا کردن؛ طراحی شده برای پاره شدن آسان.

عبارات و ترکیب‌ها

easily disassemble-able

قابل تجزیه سازی به راحتی

disassemble-able parts

قطعات قابل تجزیه سازی

disassemble-able design

طراحی قابل تجزیه سازی

being disassemble-able

بودن قابل تجزیه سازی

disassemble-able unit

واحد قابل تجزیه سازی

fully disassemble-able

کاملاً قابل تجزیه سازی

disassemble-able structure

ساختار قابل تجزیه سازی

disassemble-able components

اجزای قابل تجزیه سازی

making it disassemble-able

ساختن آن قابل تجزیه سازی

highly disassemble-able

بسیار قابل تجزیه سازی

جملات نمونه

the modular design makes the furniture easily disassemble-able for transport.

طراحی مدولار باعث می‌شود که مبلمان به راحتی قابل جدا کردن برای حمل و نقل باشد.

we needed a disassemble-able robot for easy maintenance and repair.

ما یک ربات قابل جدا کردن نیاز داشتیم برای تعمیر و نگهداری آسان.

the toy was cleverly disassemble-able, allowing children to explore its inner workings.

این بازی به طور خلاقانه قابل جدا کردن بود و به کودکان اجازه می‌داد تا کارکرد درونی آن را کاوش کنند.

the display case was disassemble-able for safe relocation to a new store.

کیف پرده نمایش قابل جدا کردن بود تا به ایمنی به فروشگاه جدید منتقل شود.

the equipment is disassemble-able into smaller components for storage.

دستگاه قابل جدا کردن به قطعات کوچکتر برای نگهداری است.

the printer is partially disassemble-able for user-replaceable parts.

چاپگر به صورت جزئی قابل جدا کردن است برای قطعات قابل تعویض کاربر.

the prototype was intentionally disassemble-able for testing and modification.

پروتوداین به طور قصده قابل جدا کردن بود برای آزمایش و تغییر.

the shelving unit is disassemble-able and compact for easy storage.

واحد رف قابل جدا کردن و کوچک است برای نگهداری آسان.

the machine’s disassemble-able frame simplifies the assembly process.

چارچوب قابل جدا کردن ماشین فرآیند جمع آوری را ساده می کند.

the furniture is disassemble-able and recyclable, promoting sustainability.

مبلمان قابل جدا کردن و بازیافتی است که پایداری را ترویج می‌دهد.

the camera tripod is disassemble-able for convenient travel.

پای چرخ دیجیتال دوربین قابل جدا کردن است برای سفر راحت تر.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید