discerningly

[ایالات متحده]/[dɪˈsɜːnɪŋli]/
[بریتانیا]/[dɪˈsɜːrnɪŋli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی با هوش؛ با قضاوت خوب؛ با دقت و تفکر؛ با نگاهی ظریف یا انتقادی.

عبارات و ترکیب‌ها

discerningly chosen

انتخاب شده با دقت

discerningly evaluate

ارزیابی با دقت

discerningly selected

انتخاب شده با دقت

discerningly placed

قرار داده شده با دقت

discerningly arranged

چیده شده با دقت

discerningly presented

ارائه شده با دقت

discerningly crafted

ساخته شده با دقت

discerningly designed

طراحی شده با دقت

discerningly composed

ترکیب شده با دقت

discerningly review

بازبینی با دقت

جملات نمونه

she chose the restaurant discerningly, considering the reviews and ambiance.

او رستوران را با دقت انتخاب کرد، با در نظر گرفتن نظرات و فضای آن.

he selected the artwork discerningly, favoring pieces with unique perspectives.

او آثار هنری را با دقت انتخاب کرد و به آثاری با دیدگاه‌های منحصر به فرد ترجیح داد.

the wine connoisseur tasted the vintage discerningly, noting subtle nuances.

خوش‌ذوق شراب، شراب کهنه را با دقت چشید و به ظرافت‌های ظریف توجه کرد.

we selected the candidates discerningly, prioritizing experience and qualifications.

ما نامزدها را با دقت انتخاب کردیم و اولویت را به تجربه و صلاحیت دادیم.

the critic reviewed the film discerningly, highlighting both strengths and weaknesses.

منتقد فیلم را با دقت بررسی کرد و هم نقاط قوت و هم نقاط ضعف را برجسته کرد.

he approached the problem discerningly, analyzing all available data.

او با دقت به مشکل پرداخت و تمام داده‌های موجود را تجزیه و تحلیل کرد.

the designer arranged the furniture discerningly, maximizing space and flow.

طراح مبلمان را با دقت چید، فضایی و جریان را به حداکثر رساند.

she dressed discerningly for the occasion, opting for a classic style.

او با توجه به مناسبت، با دقت لباس پوشید و به یک سبک کلاسیک روی آورد.

the investor allocated funds discerningly, diversifying across different sectors.

سرمایه‌گذار به طور هوشمندانه بودجه را تخصیص داد و در بخش‌های مختلف متنوع کرد.

he answered the questions discerningly, demonstrating a thorough understanding.

او به طور هوشمندانه به سؤالات پاسخ داد و نشان داد که درک کاملی دارد.

the museum curated the exhibit discerningly, showcasing historical artifacts.

موزه نمایشگاه را با دقت انتخاب کرد و آثار باستانی را به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید