disconnectors

[ایالات متحده]/[dɪs.kəˈnekt.əz]/
[بریتانیا]/[dɪs.kəˈnekt.ɚz]/

ترجمه

n. دستگاه یا کلیدی که برای جدا کردن یک مدار الکتریکی از منبع تغذیه استفاده می‌شود؛ فردی که ناگهان یک مکالمه یا ارتباط را پایان می‌دهد؛ چیزی که باعث جدایی یا قطع ارتباط می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

disconnectors installed

نصب جداکننده‌ها

disconnectors failing

جداکننده‌ها خراب هستند

disconnectors testing

تست جداکننده‌ها

disconnectors replaced

جداکننده‌ها تعویض شدند

disconnectors online

جداکننده‌ها آنلاین هستند

disconnectors offline

جداکننده‌ها آفلاین هستند

disconnectors switching

جداکننده‌ها در حال تغییر هستند

disconnectors maintenance

نگهداری جداکننده‌ها

disconnectors detected

جداکننده‌ها شناسایی شدند

disconnectors tripping

جداکننده‌ها در حال قطع هستند

جملات نمونه

the circuit breakers acted as disconnectors, isolating the faulty panel.

قطعه‌گرها به عنوان قطع‌کننده عمل کردند و پنل معیوب را جدا کردند.

we installed disconnectors to improve the safety of the electrical system.

ما قطع‌کننده‌ها را برای بهبود ایمنی سیستم برق نصب کردیم.

the maintenance team regularly inspected the disconnectors for wear and tear.

تیم تعمیر و نگهداری به طور منظم قطع‌کننده‌ها را برای بررسی سایش و پارگی بازرسی می‌کرد.

disconnectors are essential for preventing electrical hazards during maintenance.

قطع‌کننده‌ها برای جلوگیری از خطرات الکتریکی در هنگام تعمیر و نگهداری ضروری هستند.

the power grid relies on disconnectors to manage electricity flow effectively.

شبکه برق برای مدیریت مؤثر جریان برق به قطع‌کننده‌ها متکی است.

ensure the disconnectors are properly locked out before commencing repairs.

اطمینان حاصل کنید که قبل از شروع تعمیرات، قطع‌کننده‌ها به درستی قفل شده‌اند.

the disconnectors allowed us to isolate a section of the substation.

قطع‌کننده‌ها به ما اجازه دادند بخشی از ایستگاه را جدا کنیم.

high-voltage disconnectors require specialized training to operate safely.

قطع‌کننده‌های ولتاژ بالا برای کار کردن ایمن به آموزش تخصصی نیاز دارند.

the system included automatic disconnectors to prevent overloads.

سیستم شامل قطع‌کننده‌های خودکار برای جلوگیری از اضافه بار بود.

we needed to replace the aging disconnectors with newer models.

ما نیاز داشتیم قطع‌کننده‌های قدیمی را با مدل‌های جدیدتر جایگزین کنیم.

the disconnectors provided a safe way to de-energize the equipment.

قطع‌کننده‌ها یک راه ایمن برای از برق خارج کردن تجهیزات فراهم کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید