discourteously

[ایالات متحده]/dɪsˈkɔːtɪəsli/
[بریتانیا]/dɪsˈkɔːrtɪəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز بی‌ادبانه یا نامناسب

عبارات و ترکیب‌ها

discourteously ignored

نادیده گرفته شد با بی‌ادبی

discourteously interrupted

وقفه انداخت با بی‌ادبی

discourteously dismissed

با بی‌ادبی کنار گذاشته شد

discourteously spoken

با بی‌ادبی صحبت شد

discourteously treated

با بی‌ادبی رفتار شد

discourteously replied

با بی‌ادبی پاسخ داده شد

discourteously behaved

با بی‌ادبی رفتار کرد

discourteously acted

با بی‌ادبی عمل کرد

discourteously addressed

با بی‌ادبی خطاب کرد

جملات نمونه

he spoke discourteously to his colleagues during the meeting.

او لحنی بی‌ادبانه با همکاران خود در طول جلسه صحبت کرد.

she was discourteously interrupted while giving her presentation.

او در حین ارائه مطلب به طور بی‌ادبانه قطع شد.

the customer was treated discourteously by the staff.

مشتری به طور بی‌ادبانه توسط کارکنان رفتار شد.

it's discourteously to ignore someone's questions.

نادیده گرفتن سؤالات کسی به طور بی‌ادبانه است.

he discourteously dismissed her concerns without consideration.

او بدون در نظر گرفتن، نگرانی‌های او را به طور بی‌ادبانه کنار گذاشت.

being discourteously loud in public places is unacceptable.

اینکه به طور بی‌ادبانه در مکان‌های عمومی بلند صحبت کنید غیرقابل قبول است.

she found it discourteously rude when he cut her off.

وقتی او حرفش را قطع کرد، او آن را به طور بی‌ادبانه بی‌ادبانه یافت.

they spoke discourteously to the guests at the event.

آنها به طور بی‌ادبانه با مهمانان در رویداد صحبت کردند.

his discourteously behavior surprised everyone at the dinner.

رفتار بی‌ادبانه او همه را در شام غافلگیر کرد.

it was discourteously of him to leave without saying goodbye.

این بی‌ادبانه بود که او بدون خداحافظی رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید