discovering

[ایالات متحده]/dɪsˈkʌv.ər.ɪŋ/
[بریتانیا]/dɪsˈkʌv.ɚ.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فعل حال استمراری از کشف؛ به طور غیرمنتظره ملاقات یا مواجه شدن؛ پیدا کردن یا یاد گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

discovering new

کشف جدید

discovering talent

کشف استعداد

discovering truth

کشف حقیقت

discovering potential

کشف پتانسیل

discovering opportunities

کشف فرصت‌ها

discovering beauty

کشف زیبایی

discovering ideas

کشف ایده‌ها

discovering cultures

کشف فرهنگ‌ها

discovering solutions

کشف راه حل‌ها

discovering history

کشف تاریخ

جملات نمونه

discovering new places can be exciting.

کشف مکان‌های جدید می‌تواند هیجان‌انگیز باشد.

she enjoys discovering different cultures.

او از کشف فرهنگ‌های مختلف لذت می‌برد.

we are discovering the secrets of the universe.

ما در حال کشف اسرار جهان هستی هستیم.

he is discovering his passion for painting.

او اشتیاق خود را برای نقاشی کشف می‌کند.

discovering new recipes is fun.

کشف دستورالعمل‌های جدید لذت‌بخش است.

they are discovering ways to improve their health.

آنها در حال کشف راه‌هایی برای بهبود سلامتی خود هستند.

discovering hidden talents can change your life.

کشف استعدادهای پنهان می‌تواند زندگی شما را تغییر دهد.

we are discovering the beauty of nature.

ما در حال کشف زیبایی طبیعت هستیم.

discovering your strengths is essential for success.

کشف نقاط قوت شما برای موفقیت ضروری است.

she loves discovering new hobbies.

او عاشق کشف سرگرمی‌های جدید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید