uncovering

[ایالات متحده]/ʌnˈkʌvərɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈkʌvərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل برداشتن یک پوشش
adj. بدون پوشش؛ نمایان
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

uncovering truths

کشف حقیقت‌ها

uncovering secrets

کشف اسرار

uncovering evidence

کشف شواهد

uncovering potential

کشف پتانسیل

uncovering insights

کشف بینش‌ها

uncovering mysteries

کشف معماها

uncovering facts

کشف حقایق

uncovering issues

کشف مشکلات

uncovering challenges

کشف چالش‌ها

uncovering layers

کشف لایه‌ها

جملات نمونه

uncovering the truth is essential for justice.

کشف حقیقت برای عدالت ضروری است.

she spent years uncovering the mysteries of the ancient civilization.

او سال‌ها صرف کشف اسرار تمدن باستانی کرد.

uncovering new evidence can change the course of the investigation.

کشف شواهد جدید می‌تواند روند تحقیقات را تغییر دهد.

the documentary focuses on uncovering hidden stories.

فیلم مستند بر روی کشف داستان‌های پنهان تمرکز دارد.

uncovering the secrets of the universe fascinates scientists.

کشف اسرار جهان هستی دانشمندان را مجذوب می‌کند.

he is dedicated to uncovering the environmental issues in the area.

او به کشف مشکلات زیست محیطی در این منطقه اختصاص دارد.

uncovering the layers of history takes time and effort.

کشف لایه‌های تاریخ زمان و تلاش می‌برد.

the investigation aims at uncovering financial fraud.

تحقیقات با هدف کشف تقلب مالی است.

uncovering the reasons behind the phenomenon is crucial.

کشف دلایل پشت پلهای این پدیده بسیار مهم است.

she believes that uncovering personal stories can inspire others.

او معتقد است که کشف داستان‌های شخصی می‌تواند دیگران را الهام بخشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید