discriminate

[ایالات متحده]/dɪˈskrɪmɪneɪt/
[بریتانیا]/dɪˈskrɪmɪneɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. تمایز قائل شدن، تفکیک کردن، جدا کردن
vi. به طور ناعادلانه یا نابرابر رفتار کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلdiscriminated
زمان گذشتهdiscriminated
شکل سوم شخص مفردdiscriminates
صفت یا فعل حال استمراریdiscriminating

عبارات و ترکیب‌ها

discriminate against

تبعیض قائل شدن

جملات نمونه

to discriminate against women

تبعیض قائل شدن علیه زنان

unable to discriminate colors.

قادر به تشخیص رنگها نیست.

laws that discriminate anyone

قوانینی که تبعیض قائل شوند نسبت به هر کسی

discriminate right from wrong.

حق را از باطل تشخیص دهد.

They can discriminate hundreds of colours.

آنها می‌توانند صدها رنگ را تشخیص دهند.

A teacher must not discriminate between pupils.

معلم نباید بین دانش آموزان تبعیض قائل شود.

discriminate among the options available.

بین گزینه های موجود تبعیض قائل شوید.

existing employment policies discriminate against women.

سیاست های استخدام موجود تبعیض آمیز با زنان است.

the action seems to discriminate against a particular group of companies.

به نظر می رسد این اقدام تبعیض آمیز با یک گروه خاص از شرکت ها است.

discriminate good books from bad ones

کتاب های خوب را از کتاب های بد تشخیص دهد.

This boy can discriminate minute variations in tone.

این پسر می‌تواند تغییرات ظریف در لحن را تشخیص دهد.

It is unjust and unlawful to discriminate against people of other races.

تبعیض علیه افراد از نژادهای دیگر غیرمنصفانه و غیرقانونی است.

You must learn to discriminate between facts and opinions.

شما باید یاد بگیرید که بین حقایق و نظرات تبعیض قائل شوید.

babies can discriminate between different facial expressions of emotion.

نوزادان می‌توانند بین حالات چهره مختلف احساسات تمایز قائل شوند.

features that discriminate this species from other gastropods.

ویژگی هایی که این گونه را از سایر نرم تنان متمایز می کند.

"When you come to a composition, you must try to discriminate between facts and opinions."

وقتی به یک ترکیب می رسید، باید سعی کنید بین حقایق و نظرات تبعیض قائل شوید.

Death does not discriminate; it comes to everyone.

مرگ تبعیض نمی کند؛ به همه می رسد.

The new law discriminates against lower-paid workers.

قانون جدید تبعیض آمیز با کارگران با حقوق کمتر است.

He is the connoisseur who can discriminate between two equally fine wines.

او کارشناسی است که می‌تواند بین دو نوع شراب خوب تشخیص دهد.

How can he discriminate the real painting from the false one?

چگونه می تواند نقاشی واقعی را از نقاشی جعلی تشخیص دهد؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید