tolerate

[ایالات متحده]/ˈtɒləreɪt/
[بریتانیا]/ˈtɑːləreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. اجازه دادن; شناسایی و تحمل کردن; کنار آمدن با.
Word Forms
قسمت سوم فعلtolerated
زمان گذشتهtolerated
شکل سوم شخص مفردtolerates
صفت یا فعل حال استمراریtolerating

جملات نمونه

He can't tolerate penicilin.

او نمی تواند به پنیسیلین تحمل کند.

a regime unwilling to tolerate dissent.

رژیمی که نمی خواست با مخالفت مقابله کند.

how was it that she could tolerate such noise?.

چگونه ممکن بود او بتواند چنین سر و صدا را تحمل کند؟

She can tolerate that rude fellow.

او می تواند آن مرد بی ادب را تحمل کند.

they have to tolerate each other's little foibles.

آنها باید تحمل های کوچک یکدیگر را بکنند.

couldn't tolerate city life anymore and went back to nature.

دیگر نمی‌توانست زندگی در شهر را تحمل کند و به طبیعت بازگشت.

I can't tolerate your bad manners any longer.

دیگر نمی توانم رفتار بد شما را تحمل کنم.

Adaptation: The cherimoya is subtropical or mild-temperate and will tolerate light frosts.

سازگاری: چریمویا در مناطق نیمه‌گرمسیری یا معتدل است و تحمل سرما را دارد.

Willful people cannot tolerate the slightest frustration of their wishes.

افراد سرسخت نمی توانند حتی کوچکترین ناامیدی از خواسته هایشان را تحمل کنند.

He could not tolerate the extremes of heat in the desert.

او نمی توانست حد و Hoo های گرما در صحرا را تحمل کند.

tolerates no deviation from the rules;

هیچ انحرافی از قوانین نمی‌پذیرد;

The teacher cannot tolerate eating on the class.

معلم نمی تواند خوردن در کلاس را تحمل کند.

I only tolerated him because he was good for a touch now and then.

من فقط به این دلیل او را تحمل کردم که گاهی اوقات مفید بود.

This plant prefers alkaline soil, though it will readily tolerate some acidity.

این گیاه خاک قلیایی را ترجیح می دهد، اگرچه به راحتی می تواند مقداری اسیدیته را تحمل کند.

you need to understand how much sun your skin can tolerate before it burns to a frazzle .

شما باید بفهمید پوست شما می تواند چه مقدار آفتاب را تحمل کند قبل از اینکه بسوزد.

He refused to tolerate her lies any longer. The line had to be drawn somewhere.

او دیگر حاضر نبود دروغ های او را تحمل کند. خطی باید ترسیم می شد.

نمونه‌های واقعی

You have destroyed my ability to tolerate idiots.

شما توانایی من برای تحمل افراد احمق را از بین برده‌اید.

منبع: The Big Bang Theory (Video Version) Season 3

The world would never tolerate such crimes.

دنیا هرگز چنین جرایمی را تحمل نخواهد کرد.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

Crossing the line unauthorized is not tolerated.

عبور غیرمجاز از خطوط مجاز مورد قبول نیست.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

But modern societies do not tolerate excessive inequalities anymore.

اما جوامع مدرن دیگر نابرابری‌های بیش از حد را تحمل نمی‌کنند.

منبع: Time

Facebook - we have absolutely no incentive to tolerate hate speech.

فیس‌بوک - ما هیچ دلیلی برای تحمل سخنان نفرت انگیز نداریم.

منبع: NPR News July 2020 Compilation

Food waste will not be tolerated.

اتلاف غذا مورد قبول نخواهد بود.

منبع: Gourmet Base

Immoral behavior will not be tolerated.

رفتار غیراخلاقی مورد قبول نخواهد بود.

منبع: Teaching English outside of Cambridge.

How the hell do you tolerate that kind of pain?

چطور می‌توانید آن نوع درد را تحمل کنید؟

منبع: Basketball English Class

Absolutely necessary. Those who use magic cannot be tolerated.

کاملاً ضروری است. کسانی که از جادو استفاده می‌کنند، قابل تحمل نیستند.

منبع: The Legend of Merlin

The church said they would not be tolerated. BBC news.

کلیسای اظهار داشت که آنها مورد قبول نخواهند بود. اخبار بی بی سی.

منبع: BBC Listening of the Month

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید