embrace

[ایالات متحده]/ɪmˈbreɪs/
[بریتانیا]/ɪmˈbreɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. بغل کردن
vt. شامل شدن، پذیرش، اتخاذ
n. بغل، آغوش
Word Forms
قسمت سوم فعلembraced
جمعembraces
صفت یا فعل حال استمراریembracing
زمان گذشتهembraced
شکل سوم شخص مفردembraces

عبارات و ترکیب‌ها

embrace change

پذیرش تغییر

embrace diversity

پذیرش تنوع

warm embrace

آغوش گرم

جملات نمونه

embrace a good chance

فرصت خوب را در آغوش بگیرید

embrace a social cause.

یک هدف اجتماعی را در آغوش بگیرید.

your embrace of Catholicism.

پذیرش شما از کاتولیک مذهب.

The hills embrace the village.

تپه‌ها روستا را در بر گرفته‌اند.

their eager embrace of foreign influences.

آغوش مشتاقانه آنها نسبت به تأثیرات خارجی.

embrace sb. in one's arms

کسی را در آغوش بگیرید

This book embraces many subjects.

این کتاب موضوعات زیادی را در بر می‌گیرد.

a trellis that was embraced by vines.

یک داربست که توسط تاک‌ها در بر گرفته شده بود.

She absolutely embraced him.

او او را به طور کامل در آغوش گرفت.

Aunt Sophie embraced her warmly.

عمه سوفی او را با گرمی در آغوش گرفت.

No single theory can embrace and explain every facet of human behavior.

هیچ نظریه واحدی نمی تواند همه جنبه های رفتار انسان را در بر گرفته و توضیح دهد.

He embraced medicine as his career.

او طب را به عنوان شغل خود پذیرفت.

Natural science embraces many subjects.

علم طبیعی موضوعات زیادی را در بر می‌گیرد.

Epilog: Netscape Embraces the Bazaar!

Epilog: Netscape از بازار حمایت می‌کند!

The two suddenly embraced in a spontaneous gesture of affection.

آن دو ناگهان در یک حرکت خودجوش محبت او را در آغوش گرفتند.

The child embraced his parents.

کودک والدینش را در آغوش گرفت.

He embraced my offer to employ him.

او پیشنهاد من برای استخدام او را پذیرفت.

نمونه‌های واقعی

I want you to embrace the emotion and embrace the tears.

می‌خواهم شما احساسات را در آغوش بگیرید و اشک‌ها را در آغوش بگیرید.

منبع: Tips for Men's Self-Improvement

Embrace each hour. Seize each golden minute.

هر ساعت را در آغوش بگیرید. از هر دقیقه طلایی استفاده کنید.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

It's pretty groundbreaking how this school has embraced you.

بسیار چشمگیر است که چگونه این مدرسه شما را پذیرفته است.

منبع: Modern Family Season 6

That's your big solution -- embrace ignorance?

این راه حل بزرگ شماست - پذیرش نادانی؟

منبع: Modern Family - Season 02

I really hope that people will embrace it.

من واقعاً امیدوارم که مردم آن را بپذیرند.

منبع: CNN 10 Student English March 2023 Collection

I saw China embracing the world and vice versa.

من دیدم که چین جهان را در آغوش گرفته و بالعکس.

منبع: Celebrity Speech Compilation

Embracing emerging technology is not without risk.

پذیرش فناوری نوظهور بدون ریسک نیست.

منبع: CNN 10 Student English May 2019 Collection

If you see a candidate who Washington embraces, run and hide.

اگر نامزدی را دیدید که واشنگتن از او حمایت می کند، فرار کنید و پنهان شوید.

منبع: VOA Standard December 2015 Collection

And beyond the App Store, enterprise and business have also embraced Swift.

و فراتر از App Store، کسب و کار و تجارت نیز Swift را پذیرفته اند.

منبع: Apple latest news

But critics felt the sudden British embrace of China was too gung-ho.

اما منتقدان احساس کردند که پذیرش ناگهانی چین توسط بریتانیای کبیر بیش از حد پر شور بوده است.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید