disgorgement order
دستور بازپرداخت
disgorgement action
اقدام بازپرداخت
disgorgement remedy
راه حل بازپرداخت
disgorgement payment
پرداخت بازپرداخت
disgorgement claim
ادعای بازپرداخت
disgorgement provision
تبصره بازپرداخت
disgorgement fund
صندوق بازپرداخت
disgorgement statute
قانون بازپرداخت
disgorgement liability
مسئولیت بازپرداخت
disgorgement process
فرآیند بازپرداخت
the court ordered the disgorgement of profits from the illegal activities.
دادگاه دستور بازگرداندن سود حاصل از فعالیتهای غیرقانونی را صادر کرد.
disgorgement is a remedy designed to prevent unjust enrichment.
بازگرداندن، یک راهکار طراحی شده برای جلوگیری از اغتنام غیرمنصفانه است.
investors may seek disgorgement of funds lost due to fraud.
سرمایهگذاران ممکن است به دنبال بازگرداندن وجوه از دست رفته به دلیل کلاهبرداری باشند.
the company faced a hefty disgorgement penalty after the investigation.
پس از تحقیقات، شرکت با جریمه بازگرداندن قابل توجهی روبرو شد.
regulators imposed disgorgement as a deterrent against future violations.
تنظیمکنندهها بازگرداندن را به عنوان یک بازدارنده در برابر تخلفات آینده اعمال کردند.
disgorgement proceedings can be lengthy and complex.
پروسههای بازگرداندن میتوانند طولانی و پیچیده باشند.
the attorney filed for disgorgement on behalf of the clients.
وکیل به نمایندگی از مراجعین برای بازگرداندن درخواست کرد.
disgorgement helps restore fairness in the financial markets.
بازگرداندن به بازگرداندن انصاف در بازارهای مالی کمک میکند.
shareholders demanded disgorgement of excessive executive bonuses.
سهامداران خواستار بازگرداندن پاداشهای اجرایی بیش از حد شدند.
the judge ruled in favor of disgorgement to recover ill-gotten gains.
قاضی به نفع بازگرداندن برای بازیابی سودهای غیرقانونی رای داد.
disgorgement order
دستور بازپرداخت
disgorgement action
اقدام بازپرداخت
disgorgement remedy
راه حل بازپرداخت
disgorgement payment
پرداخت بازپرداخت
disgorgement claim
ادعای بازپرداخت
disgorgement provision
تبصره بازپرداخت
disgorgement fund
صندوق بازپرداخت
disgorgement statute
قانون بازپرداخت
disgorgement liability
مسئولیت بازپرداخت
disgorgement process
فرآیند بازپرداخت
the court ordered the disgorgement of profits from the illegal activities.
دادگاه دستور بازگرداندن سود حاصل از فعالیتهای غیرقانونی را صادر کرد.
disgorgement is a remedy designed to prevent unjust enrichment.
بازگرداندن، یک راهکار طراحی شده برای جلوگیری از اغتنام غیرمنصفانه است.
investors may seek disgorgement of funds lost due to fraud.
سرمایهگذاران ممکن است به دنبال بازگرداندن وجوه از دست رفته به دلیل کلاهبرداری باشند.
the company faced a hefty disgorgement penalty after the investigation.
پس از تحقیقات، شرکت با جریمه بازگرداندن قابل توجهی روبرو شد.
regulators imposed disgorgement as a deterrent against future violations.
تنظیمکنندهها بازگرداندن را به عنوان یک بازدارنده در برابر تخلفات آینده اعمال کردند.
disgorgement proceedings can be lengthy and complex.
پروسههای بازگرداندن میتوانند طولانی و پیچیده باشند.
the attorney filed for disgorgement on behalf of the clients.
وکیل به نمایندگی از مراجعین برای بازگرداندن درخواست کرد.
disgorgement helps restore fairness in the financial markets.
بازگرداندن به بازگرداندن انصاف در بازارهای مالی کمک میکند.
shareholders demanded disgorgement of excessive executive bonuses.
سهامداران خواستار بازگرداندن پاداشهای اجرایی بیش از حد شدند.
the judge ruled in favor of disgorgement to recover ill-gotten gains.
قاضی به نفع بازگرداندن برای بازیابی سودهای غیرقانونی رای داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید