vomit

[ایالات متحده]/'vɒmɪt/
[بریتانیا]/'vɑmɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای بیرون ریختن محتویات معده از طریق دهان؛ باعث شدن کسی برای استفراغ
vi. برای بیرون ریختن محتویات معده از طریق دهان
n. عمل بیرون ریختن محتویات معده از طریق دهان؛ ماده‌ای که از معده از طریق دهان بیرون ریخته می‌شود
Word Forms
جمعvomits
شکل سوم شخص مفردvomits
زمان گذشتهvomited
قسمت سوم فعلvomited
صفت یا فعل حال استمراریvomiting

جملات نمونه

a volcano that vomited lava and ash.

یک آتشفشانی که گدازه و خاکستر فوران می‌کرد.

I was ill and vomited up everything.

منم مریض بودم و همه چیز را بالا آوردم.

she used to vomit up her food.

او اغلب غذایش را بالا می‌آورد.

the machine vomited fold after fold of paper.

دستگاه بارها و بارها کاغذ بیرون ریخت.

Corbett leaned against the wall and promptly vomited.

کربت به دیوار تکیه کرد و به سرعت استفراغ کرد.

They gave her salty water to make her vomit.

آنها آب شور به او دادند تا استفراغ کند.

The dike burst, and the flood waters vomited forth.

سیل‌بند شکست و آب‌های سیل به بیرون ریخته شدند.

The child vomited after eating the bad meat.

کودک پس از خوردن گوشت فاسد، استفراغ کرد.

The mechanisms of anti-vertigo and anti-vomiting effects of phenergan is unkown.It is assumed that the effects are based on the anti-coline effect of phenergan.

مکانیسم اثر ضد سرگیجه و ضد استفراغ فنرگان مشخص نیست. این فرضیه وجود دارد که این اثرات بر اساس اثر ضد کولین فنرگان است.

The sunken fontanel usually due to the depletion of body fluid caused by vomiting and/or diarrhea[4].

فونتنل فرورفته معمولاً به دلیل کاهش مایعات بدن ناشی از استفراغ و/یا اسهال [4].

Results The patients main signs were dizziness, vomiting, barylalia, dysbasia and hemiplegia.The focus was mainly in the middle or at the top of the pons.

نتایج: علائم اصلی بیماران شامل سرگیجه، تهوع، پارازیا، دیزبازیا و همیپلاژی بود. تمرکز بیشتر در میانه یا بالای پل بود.

Capitalist-roader's dad punched and kicked in the red armbands sets of the Cross of the struggle vomit blood rib fracture.

پدر جاده سرمایه‌داری مشت و لگد زد در ست‌های بازوبند قرمز صلیب مبارزه، خون ریخت، شکستگی دنده.

And some reports said that this US discovered case's main performance to give off heat suddenly, the cough, the courbature and weary, some patients also have the diarrhea and the vomit;

و برخی گزارش‌ها می‌گفتند که عملکرد اصلی این مورد کشف‌شده توسط ایالات متحده، انتشار ناگهانی گرما، سرفه، درد و خستگی است، برخی از بیماران نیز اسهال و استفراغ دارند.

Results:Symptoms such as nausea,vomiting,dizziness and dystaxia were common in this group of patients,and headache and nuchal rigidity were found in 51.6% and 32.3% patients respectively.

نتایج: علائمی مانند تهوع، استفراغ، سرگیجه و دیستاکسی در این گروه از بیماران شایع بود، و سردرد و سفتی گردن به ترتیب در 51.6٪ و 32.3٪ از بیماران یافت شد.

Ask medicine for help urgently. 2-year-old child is afraid of flavour specially , self pulls the human excrement city vomiturition , is able to vomit even.

به طور اورژانسی از پزشک کمک بخواهید. کودک دوساله به طور خاص از طعم می‌ترسد، خودش مدفوع انسانی را بیرون می‌کشد، حتی می‌تواند استفراغ کند.

If patients get chronic virosis hepatitis, they usually catch diseases about spleen and appear symptom of queasiness, vomit, inappetence, meteorism, ribs ache and halitosis.

اگر بیماران به هپاتیت ویروسی مزمن مبتلا شوند، معمولاً دچار بیماری‌های مربوط به طحال می‌شوند و علائمی مانند تهوع، استفراغ، بی‌اشتهایی، نفخ، درد دنده و بدبو بودن دهان را نشان می‌دهند.

نمونه‌های واقعی

" Worms and piss and grey vomit, " offered Jaime.

« کرم ها، ادرار و استفراغ خاکستری، » جیمی پیشنهاد کرد.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

Other symptoms include headaches and vomiting.

علائم دیگر شامل سردرد و استفراغ است.

منبع: Osmosis - Nerve

Ginny mimed vomiting into her cereal behind Fleur.

جینی در پشت فلوئور، وانمود کرد که در غذایش استفراغ می کند.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

Yes, often I feel sick. Sometimes I actually vomit.

بله، اغلب احساس بیماری می کنم. گاهی اوقات واقعاً استفراغ می کنم.

منبع: Doctor-Patient English Dialogue

To belch is almost to vomit.

تلنگری زدن تقریباً به معنای استفراغ است.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

Gastrointestinal complaints may include vomiting, diarrhoea and abdominal pain.

مشکلات گوارشی ممکن است شامل استفراغ، اسهال و درد شکم باشد.

منبع: Selected English short passages

All this disingenuous generosity is making me want to vomit.

همه این سخاوت های ریاکارانه باعث می شود که بخواهم استفراغ کنم.

منبع: Gossip Girl Season 3

Asphyxiation, probably. She passed out and choked on her own vomit.

خفگی، احتمالاً. او بیهوش شد و روی استفراغ خودش خفه شد.

منبع: Sherlock Original Soundtrack (Season 1)

Symptoms include dysphagia, odynophagia, vomiting, and chest or back pain.

علائم شامل دیسفاژی، اودینوفاژی، استفراغ و درد قفسه سینه یا کمر است.

منبع: Osmosis - Digestion

It may have been used as a vomit receptacle.

ممکن است از آن به عنوان یک ظرف استفراغ استفاده شده باشد.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید