disguised

[ایالات متحده]/dɪsˈɡaɪzd/
[بریتانیا]/dɪsˈɡaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی participle از disguise؛ لباس پوشیدن یا پنهان کردن هویت کسی؛ پنهان کردن یا پوشاندن

عبارات و ترکیب‌ها

disguised as

ظاهر فریبنده

disguised identity

هویت پنهان

disguised threat

تهدید پنهان

disguised motives

انگیزه‌های پنهان

disguised intentions

قصد پنهان

disguised appearance

ظاهر فریبنده

disguised smile

لبخند پنهان

disguised feelings

احساسات پنهان

disguised danger

خطر پنهان

disguised warning

هشدار پنهان

جملات نمونه

the spy was disguised as a tourist to avoid detection.

جاسوس خود را به عنوان یک توریست جا داده بود تا از شناسایی جلوگیری کند.

she disguised her true feelings behind a smile.

او احساسات واقعی خود را پشت یک لبخند پنهان کرد.

the thief disguised himself in a police uniform.

سارق خود را در لباس پلیس جا زد.

he disguised his voice to prank his friend.

او برای شوخی با دوستش صدای خود را تغییر داد.

they disguised the truth with elaborate lies.

آنها حقیقت را با دروغ‌های پیچیده پنهان کردند.

in the play, she disguised herself as a man.

در نمایش، او خود را به عنوان یک مرد جا زد.

the artist disguised the flaws in her painting.

هنرمند نقص‌های نقاشی خود را پنهان کرد.

he was disguised as a famous celebrity for the event.

او برای این رویداد به عنوان یک چهره مشهور جا زده بود.

she cleverly disguised the gift to surprise him.

او به طور باهوشانه هدیه را پنهان کرد تا او را غافلگیر کند.

the villain disguised his evil intentions behind charm.

شرور اهداف شیطانی خود را پشت جذابیت پنهان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید